معدن‌نیوز بررسی کرد:

زنجیره‌های تأمین زیر فشار عدم‌تقارن؛ بازارها چگونه واکنش می‌دهند

پرهام کریمی
زنجیره‌های تأمین زیر فشار عدم‌تقارن؛ بازارها چگونه واکنش می‌دهند

الگوی غالب اقتصاد جهانی پس از جنگ سرد بر این فرض بنا شده بود که وابستگی‌های اقتصادی میان کشورها متقارن است و اقتصاد باز جهانی به‌مثابه یک کالای عمومی عمل می‌کند. تحولات اخیر نشان می‌دهد این فرض در عمل تضعیف شده و اقتصاد جهانی وارد مرحله‌ای شده است که در آن عدم‌تقارن وابستگی‌ها نقش تعیین‌کننده‌تری در شکل‌دهی به هزینه‌ها، قیمت‌ها و ریسک‌های بازار ایفا می‌کند.

به گزارش معدن‌نیوز، الگوی غالب اقتصاد جهانی پس از جنگ سرد بر این فرض بنا شده بود که وابستگی‌های اقتصادی میان کشورها متقارن است و اقتصاد باز جهانی به‌مثابه یک کالای عمومی عمل می‌کند. تحولات اخیر نشان می‌دهد این فرض در عمل تضعیف شده و اقتصاد جهانی وارد مرحله‌ای شده است که در آن عدم‌تقارن وابستگی‌ها نقش تعیین‌کننده‌تری در شکل‌دهی به هزینه‌ها، قیمت‌ها و ریسک‌های بازار ایفا می‌کند.

گلوگاه‌ها و منطق جدید اثرگذاری اقتصادی

در این چارچوب، اندازه اقتصاد یا سطح ثروت ملی به‌تنهایی تعیین‌کننده پیامدهای اقتصادی نیست. آنچه اهمیت بیشتری یافته، کنترل یا اختلال در گلوگاه‌های حیاتی زنجیره تأمین است؛ نقاطی که توقف یا محدودسازی آن‌ها می‌تواند اثراتی فراتر از وزن اقتصادی بازیگران ایجاد کند. پیامد این وضعیت، افزایش نوسان در بازار انرژی، حمل‌ونقل و کالاهای راهبردی است.

انرژی و کشتیرانی؛ هزینه‌های قابل اندازه‌گیری

بازار انرژی و حمل‌ونقل دریایی از روشن‌ترین نمونه‌های اثرگذاری گلوگاه‌ها هستند. تنگه هرمز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال نفت جهان، در شرایط تنش به عاملی برای افزایش ریسک بیمه، هزینه حمل و نوسان قیمت نفت تبدیل می‌شود.

در دریای سرخ نیز اختلال‌های امنیتی موجب شد هزینه بیمه جنگ برای یک کشتی ۱۰۰ میلیون دلاری در اوج بحران سال ۲۰۲۵ به نزدیک یک میلیون دلار برای هر سفر برسد. در نتیجه، بسیاری از خطوط بزرگ کشتیرانی مسیر کانال سوئز را کنار گذاشتند و برای حدود دو سال مسیر دماغه امید نیک را برگزیدند؛ تغییری که ۱۰ تا ۱۴ روز به زمان حمل‌ونقل افزود و هزینه هر کانتینر ۴۰ فوتی را چندصد دلار افزایش داد.

این ارقام نشان می‌دهد حتی اختلال‌های محدود در گلوگاه‌ها می‌تواند اثر تجمعی قابل‌توجهی بر قیمت‌ها، زمان تحویل و تصمیمات لجستیکی شرکت‌ها داشته باشد.

فناوری؛ تمرکزهای شکننده در زنجیره ارزش

در اقتصاد دیجیتال، نیمه‌رساناها نمونه‌ای بارز از عدم‌تقارن هستند. تنها یک شرکت در تایوان، TSMC، بیش از ۹۰ درصد تراشه‌های پیشرفته جهان را تولید می‌کند. این تمرکز به آن معناست که چند کیلومتر مربع تأسیسات صنعتی به‌طور مستقیم بر عملکرد شرکت‌هایی مانند انویدیا و اپل و همچنین بخش‌هایی از صنایع پیشرفته جهانی اثر می‌گذارد.

هرگونه اختلال در این نقطه می‌تواند بخش بزرگی از اقتصاد دیجیتال را با ریسک مواجه کند؛ ریسکی که در کوتاه‌مدت جایگزین‌پذیر نیست.

سه لایه عدم‌تقارن اقتصادی

عدم‌تقارن در اقتصاد امروز در سه سطح قابل مشاهده است:

سطح عملیاتی:

فناوری‌های کم‌هزینه می‌توانند خسارت‌های اقتصادی بالایی ایجاد کنند. از پهپادهای ارزان که تجهیزات پرهزینه را از مدار خارج می‌کنند تا مدل‌های پیشرفته هوش مصنوعی که هزینه و دامنه حملات سایبری را تغییر داده‌اند. در این سطح، مقیاس و ثروت تضمین‌کننده کاهش ریسک نیست.

سطح زیرساختی:

تمرکز در زیرساخت‌های کلیدی—از تسویه دلاری و تولید تراشه تا پالایش عناصر نادر خاکی، پردازش ابری، بنادر کانتینری و کابل‌های زیردریایی—ریسک‌های سیستمی ایجاد می‌کند. چین حدود ۹۰ درصد عناصر نادر خاکی جهان را پالایش می‌کند و محدودیت‌های صادراتی سال ۲۰۲۵ حتی زنجیره تأمین صنایع پیشرفته را با چالش مواجه کرده است. در سوی دیگر، تجربه تحریم‌های مالی سال ۲۰۲۲ نشان داد زیرساخت‌های مالی نیز می‌توانند به گلوگاه تبدیل شوند.

سطح نهادی و تصمیم‌گیری:

ظرفیت تحمل شوک‌های اقتصادی میان کشورها یکسان نیست. تفاوت در ساختارهای نهادی و سازوکارهای تصمیم‌گیری می‌تواند بر پایداری سیاست‌های اقتصادی و واکنش بازارها اثر بگذارد.

چرا ریسک‌ها تشدید شده‌اند؟
چالش اصلی این است که این عدم‌تقارن‌ها یکدیگر را تقویت می‌کنند. سرمایه‌گذاری بلندمدت در زیرساخت‌های گلوگاهی، در کنار فناوری‌های کم‌هزینه عملیاتی، می‌تواند دامنه اثرگذاری اقتصادی را افزایش دهد. از این رو، تاب‌آوری اقتصادی دیگر صرفاً به تنوع جغرافیایی زنجیره تأمین محدود نیست، بلکه به کاهش وابستگی‌های راهبردی و مدیریت فعال ریسک‌های گلوگاهی گره خورده است.

واکنش شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران

شرکت‌های بزرگ جهانی در حال تطبیق با این واقعیت هستند. اپل تصمیم گرفته بخش عمده آیفون‌های فروخته‌شده در آمریکا را در هند تولید کند تا وابستگی زنجیره تأمین خود را کاهش دهد.

در بازارهای مالی نیز برخی صندوق‌های بازنشستگی دانمارک و سوئد اقدام به فروش ده‌ها میلیارد دلار اوراق خزانه‌داری آمریکا کرده‌اند؛ تصمیمی که به‌عنوان بخشی از مدیریت ریسک و کاهش آسیب‌پذیری توصیف می‌شود. اگرچه حوزه فعالیت این بازیگران متفاوت است، منطق اقتصادی آن‌ها مشترک است: کاهش قرارگیری در معرض گلوگاه‌ها.

حاکمیت اقتصادی؛ اصل جدید تاب‌آوری

در عصر عدم‌تقارن، حاکمیت اقتصادی به اصل محوری تاب‌آوری تبدیل شده است. کشورها و شرکت‌ها ناچارند نقاط آسیب‌پذیر خود را شناسایی و تقویت کنند و هم‌زمان از مزیت‌های نامتقارن—مانند فناوری انحصاری، دسترسی به مواد اولیه حیاتی یا سرمایه انسانی ممتاز—بهره ببرند.

در اقتصاد جدید، خطرناک‌ترین ریسک‌ها اغلب پنهان و منابع واقعی قدرت الزاماً همان دارایی‌های سنتی گذشته نیستند؛ بلکه توان مدیریت گلوگاه‌ها و وابستگی‌هاست که مسیر بازارها را تعیین می‌کند.