فولاد پس از انقلاب؛ صنعتی که ساخته شد و امروز باید پاسداری شود

تحریریه معدن نیوز
فولاد پس از انقلاب؛ صنعتی که ساخته شد و امروز باید پاسداری شود

دهه فجر تنها یادآور یک تحول سیاسی نیست؛ بلکه فرصتی برای بازخوانی مسیر پرهزینه و راهبردی شکل‌گیری صنعت فولاد در ایران است؛ صنعتی پیشران که امروز حفظ آن، به بلوغ سیاست‌گذاری و مدیریت هوشمند انرژی گره خورده است.

به گزارش معدن نیوز، دهه فجر تنها یادآور یک تحول سیاسی نیست؛ بلکه فرصتی برای بازخوانی مسیر پرهزینه و راهبردی شکل‌گیری صنعت فولاد در ایران است؛ صنعتی پیشران که امروز حفظ آن، به بلوغ سیاست‌گذاری و مدیریت هوشمند انرژی گره خورده است.

دهه فجر فقط سالگرد یک دگرگونی سیاسی نیست؛ بلکه فرصتی است برای بازخوانی آن‌چه در لایه‌های عمیق اقتصاد ایران، آرام، تدریجی و با هزینه‌های سنگین ساخته شده است. صنعت فولاد از روشن‌ترین نمادهای این مسیر تاریخی به‌شمار می‌رود.

فولاد نوین در ایران از دهه ۳۰ شمسی و با واردات محدود شمش و نورد آغاز شد؛ فعالیتی وابسته که بیشتر به تأمین مصالح ساختمانی شباهت داشت تا شکل‌گیری یک صنعت مادر. نخستین کارخانه فولادسازی کشور در سال ۱۳۵۰ در اصفهان به بهره‌برداری رسید، اما حتی تا پیش از انقلاب نیز مجموع تولید فولاد ایران از حدود ۳۶ هزار تن فراتر نرفت؛ رقمی که نشان می‌دهد فولاد در آن مقطع، نقشی حاشیه‌ای در اقتصاد ملی داشت و از زنجیره کامل تولید بی‌بهره بود.

فولاد پس از انقلاب؛ تغییر نگاه از واحد به زنجیره

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با وجود جنگ تحمیلی، تحریم‌های گسترده و کمبود مزمن سرمایه‌گذاری خارجی، مسیر توسعه صنعت فولاد دچار تغییر بنیادین شد. نگاه سیاست‌گذار به‌تدریج از ایجاد واحدهای پراکنده به توسعه «زنجیره فولاد» معطوف شد؛ تغییری راهبردی که با نقش‌آفرینی شرکت‌های بزرگ فولادی کشور، از جمله فولاد خوزستان، در قالب یک سیاست ملی تثبیت شد.

نتیجه این رویکرد، افزایش مستمر ظرفیت تولید و تکمیل حلقه‌های معدن، احیا، فولادسازی و صادرات بود؛ مسیری که تولید فولاد خام ایران را در سال‌های اخیر به بیش از ۳۰ میلیون تن رساند و جایگاه کشور را به‌طور پایدار در جمع ۱۰ تولیدکننده بزرگ فولاد جهان تثبیت کرد.

فولاد؛ ستون اقتصاد غیرنفتی

امروز فولاد دیگر یک فعالیت صنعتی صرف نیست؛ بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از سازوکار بقای اقتصاد غیرنفتی ایران محسوب می‌شود. سهم معنادار این صنعت در تولید ناخالص داخلی، اشتغال مستقیم و غیرمستقیم و صادرات ارزآور، موجب شده هر اختلال در زنجیره فولاد، بلافاصله در شاخص‌های کلان اقتصادی کشور منعکس شود.

چالش مزمن انرژی؛ گره سیاست‌گذاری

با وجود این دستاوردها، چالش‌های ساختاری صنعت فولاد همچنان پابرجاست. سیاست‌های انرژی کشور هنوز با واقعیت‌های این صنعت پیشران هم‌راستا نشده‌اند. محدودیت‌های تکرارشونده برق در تابستان و گاز در زمستان، به ساده‌ترین اما پرهزینه‌ترین ابزار مدیریت ناترازی انرژی تبدیل شده است.

این رویکرد، به‌جای تکیه بر خلاقیت، سرمایه‌گذاری و اصلاح الگوی مصرف، اغلب به قطع یا محدودسازی تولید صنایع بزرگ ختم می‌شود؛ تصمیمی که به کاهش تولید، افزایش هزینه‌ها و تضعیف مزیت رقابتی فولاد ایران در بازارهای جهانی می‌انجامد. حتی بنگاه‌هایی که به سمت خوداتکایی انرژی، احداث نیروگاه و بهینه‌سازی مصرف حرکت کرده‌اند نیز از این فشارها مصون نمانده‌اند.

آزمون امروز؛ حفظ دستاوردهای دیروز

فولاد پس از انقلاب اسلامی ساخته شد، اما حفظ و ارتقای آن نیازمند بلوغ در سیاست‌گذاری است. اگر فولاد به‌عنوان یک صنعت پیشران و ارزآور شناخته می‌شود، تأمین پایدار انرژی، ثبات مقررات و پیش‌بینی‌پذیری تصمیم‌ها باید در اولویت واقعی سیاست‌گذاران قرار گیرد.

مدیریت ناترازی انرژی نمی‌تواند به روزمرگی و قطع تولید خلاصه شود؛ چراکه این مسیر، چیزی جز فرسایش تدریجی دستاوردهای صنعتی کشور به همراه ندارد. دهه فجر یادآور «ساختن» است، اما آزمون امروز، توان ما در نگه‌داشتن و تقویت آن چیزی است که با هزینه‌های بسیار ساخته‌ایم.