انرژیِ تولید؛ راهبردی که نباید به تعویق بیفتد

در استانی مانند خوزستان، تأمین پایدار انرژی صنایع بزرگ نه یک مطالبه بخشی، بلکه ضرورتی برای حکمرانی اقتصادی، حفظ اشتغال و ثبات اجتماعی است.
به گزارش معدن نیوز، در استانی مانند خوزستان، تأمین پایدار انرژی صنایع بزرگ نه یک مطالبه بخشی، بلکه ضرورتی برای حکمرانی اقتصادی، حفظ اشتغال و ثبات اجتماعی است.
در استانی مانند خوزستان، حمایت از صنایع بزرگ دیگر یک مطالبه صرفاً صنعتی یا بخشی نیست، بلکه به یک ضرورت جدی در حکمرانی اقتصادی تبدیل شده است. صنایع پیشرانی مانند فولاد خوزستان فقط تولیدکننده کالا نیستند؛ این واحدها ستونهای اصلی اشتغال، گردش مالی و ثبات اجتماعی استان بهشمار میآیند و نقش آنها فراتر از یک بنگاه اقتصادی تعریف میشود.
از اینرو، انتظار میرود نگاه مسئولان استان، بهویژه در حوزه انرژی شامل برق و گاز، از سطح واکنشهای مقطعی و تصمیمات کوتاهمدت عبور کرده و به سمت برنامهریزی راهبردی و پیشدستانه حرکت کند. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که هر بار انرژی صنایع بهعنوان نخستین گزینه مدیریت بحران محدود شده، هزینههای آن با فاصلهای کوتاه به اقتصاد استان بازگشته و آثار منفی آن در تولید، اشتغال و معیشت نمایان شده است.
نکتهای که کمتر مورد توجه قرار میگیرد این است که استمرار تولید صنایع بزرگ، حتی برای خود شرکتهای خدماترسان انرژی نیز تعیینکننده است. شرکتهای برق و گاز استان، بخش قابل توجهی از درآمد عملیاتی خود را از مصرف همین صنایع بزرگ تأمین میکنند؛ درآمدی که باید صرف نگهداشت، بازسازی و نوسازی شبکههای فرسوده انرژی شود.
تعطیلی یا افت تولید خطوط صنعتی، صرفاً به کاهش تولید فولاد یا سایر محصولات منجر نمیشود، بلکه عملاً درآمد شرکتهای خدماترسان را نیز تضعیف میکند و توان سرمایهگذاری آنها برای ارتقای شبکه را کاهش میدهد. نتیجه این روند، شکلگیری یک چرخه معیوب است: قطع انرژی صنعت، تضعیف درآمد خدماترسانها و در نهایت، تشدید ناترازی زیرساختی در استان.
از این منظر، حمایت از تأمین پایدار برق و گاز صنایع بزرگ نه امتیازدهی، بلکه حفاظت از منافع مشترک استان است. فولاد خوزستان و صنایع مشابه، در کنار ایجاد هزاران شغل مستقیم و غیرمستقیم، از مطمئنترین منابع درآمدی برای شبکههای برق و گاز نیز محسوب میشوند. نادیده گرفتن این پیوند، سیاستگذاری انرژی را به سمتی سوق میدهد که در نهایت به تضعیف همزمان تولید و خدمات منجر میشود.
جمعبندی روشن است؛ دستگاههای اجرایی استان باید رفع محدودیت برق و گاز صنایع را از هماکنون و بهعنوان یکی از راهبردهای اصلی خود در دستور کار قرار دهند، نه در آستانه پیک مصرف و نه در شرایط بحران.
برنامهریزی پیشدستانه برای تأمین انرژی تولید، سرمایهگذاری در زیرساختها و ایجاد هماهنگی مؤثر میان صنعت و شرکتهای خدماترسان، تنها مسیری است که میتواند هم تولید را پایدار نگه دارد و هم منابع لازم برای بازسازی شبکههای انرژی استان را فراهم کند. در غیر این صورت، خاموشی صنعت به خاموش شدن تدریجی توان اقتصادی خوزستان خواهد انجامید.