از لوح‌های گلی بابل تا هوش مصنوعی؛ تکرار بی‌پایان چرخه‌های بدهی و بحران

پرهام کریمی

بررسی تاریخ بحران‌های مالی نشان می‌دهد که چالش‌های معاصر اقتصاد جهانی — از بدهی‌های سرسام‌آور و پیچیدگی مشتقات اعتباری تا ظهور دارایی‌های دیجیتال — پدیده‌هایی بی‌سابقه نیستند. نظام مالی برخلاف تصور عمومی، معمولاً نه از ریسک‌های شناخته‌شده، بلکه از نقاطی آسیب می‌بیند که در دوران ثبات، «امن، کنترل‌شده یا نوآورانه» تلقی می‌شدند.

به گزارش معدن‌نیوز، بررسی تاریخ بحران‌های مالی نشان می‌دهد که چالش‌های معاصر اقتصاد جهانی — از بدهی‌های سرسام‌آور و پیچیدگی مشتقات اعتباری تا ظهور دارایی‌های دیجیتال — پدیده‌هایی بی‌سابقه نیستند. نظام مالی برخلاف تصور عمومی، معمولاً نه از ریسک‌های شناخته‌شده، بلکه از نقاطی آسیب می‌بیند که در دوران ثبات، «امن، کنترل‌شده یا نوآورانه» تلقی می‌شدند.

انفجار بدهی؛ از بابل تا ۲۰۲۹

جهان امروز با فشار بی‌سابقه بدهی دست‌وپنجه نرم می‌کند. پیش‌بینی‌های اقتصادی نشان می‌دهد که نسبت بدهی عمومی جهان به تولید ناخالص داخلی (GDP) تا سال ۲۰۲۹ به ۱۰۰ درصد خواهد رسید؛ رقمی که در سال ۲۰۱۵ کمتر از ۸۰ درصد بود. با احتساب بدهی بخش خصوصی، این نسبت به رقم خیره‌کننده ۲۳۵ درصد می‌رسد.

تاریخ نشان می‌دهد که بدهی فراتر از یک متغیر اقتصادی، یک «بمب ساعتی اجتماعی» است. در بابل باستان، انباشت بدهی میان کشاورزان و بازرگانان چنان ثبات سیاسی را تهدید می‌کرد که حاکمان ناچار به صدور فرمان بخشودگی و شکستن لوح‌های گلی ثبت بدهی می‌شدند. امروز نیز شکنندگی ناشی از بدهی در کنار تنش‌های ژئوپلیتیک و نوسانات انرژی، فضای اقتصاد کلان را در وضعیتی حساس قرار داده است.

فریب دارایی‌های امن

یکی از کلیدی‌ترین درس‌های تاریخ مالی این است که سقوط بازارهای پرریسک (مانند حباب دات‌کام در سال ۲۰۰۰) به‌ندرت باعث فروپاشی سیستمیک می‌شود. فاجعه زمانی رخ می‌دهد که «دارایی‌های امن» سقوط کنند.

در سال ۱۵۵۷، «نکول تثلیث» (فرانسه، اسپانیا و هلند) بنیان مالی اروپا را ویران کرد.در سال ۲۰۰۸، توهم امنیت در اوراق رهنی ممتاز (Subprime) منجر به بحران جهانی شد.امروز، اوراق خزانه آمریکا به‌عنوان دارایی بدون ریسک (Risk-free Asset) زیربنای نظام مالی دلارمحور است. تاریخ هشدار می‌دهد که اگر اعتبار این سنگ‌بنا زیر سؤال برود، پیامدهای آن غیرقابل پیش‌بینی خواهد بود.

حباب‌های مولد؛ موردِ هوش مصنوعی

سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی که پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۳۰ به ۵ تریلیون دلار برسد، شباهت عجیبی به «جنون راه‌آهن» در قرن نوزدهم دارد. در سال ۱۸۹۰، ابعاد اوراق منتشر شده برای راه‌آهن آمریکا نسبت به اندازه اقتصاد آن زمان، معادل ۱۰ تریلیون دلار امروز بود. اگرچه آن حباب در سال ۱۸۷۳ ترکید و بسیاری از سرمایه‌گذاران را نابود کرد، اما زیرساختی را بر جای گذاشت که ایالات متحده را به قدرت اول صنعتی تبدیل کرد. پرسش کلیدی برای سرمایه‌گذاران سال ۲۰۲۶ این است: آیا هزینه‌های کلان فعلی در زیرساخت‌های هوش مصنوعی، میراثی مشابه به‌جا خواهد گذاشت یا تنها یک سوخت‌شدن سرمایه خواهد بود؟

اهرم مالی و پیچیدگی پنهان

اهرم مالی (Leverage) همواره شتاب‌دهنده بحران‌ها بوده است. امروزه بازار ریپو (Repo) با حجمی بالغ بر ۱۳ تریلیون دلار در آمریکا و ۱۴ تریلیون یورو در اروپا، ستون فقرات نقدینگی است. با این حال، تاریخ نشان داده که این بازار در زمان عقب‌نشینی سرمایه، می‌تواند به سرعت به کاتالیزور ورشکستگی نهادهایی مانند Lehman Brothers تبدیل شود.

علاوه بر این، ابزارهای نوین مانند انتقال مصنوعی ریسک (SRT) که حجمی معادل ۷۵۰ میلیارد یورو در غرب پیدا کرده‌اند، نگرانی‌ها درباره «پیچیدگی پنهان» را افزایش داده‌اند. این ابزارها که برای بیمه کردن وام‌های بد طراحی شده‌اند، یادآور مشتقات اعتباری هستند که جرقه بحران ۲۰۰۸ را زدند.

بازگشت به عصر «بانکداری وحشی»

استیبل‌کوین‌ها در دنیای رمزارز، شباهتی انکارناپذیر به عصر «بانکداری آزاد» در آمریکای پیش از جنگ داخلی دارند؛ دورانی که بانک‌های ایالتی بدون نظارت مرکزی، پول کاغذی منتشر می‌کردند و به «بانک‌های وحشی» مشهور شدند. بحران ۱۸۵۷ نشان داد که نبود پشتوانه واحد و معتبر، چگونه می‌تواند صنعت بانکداری را نابود کند. تلاش‌های نظارتی فعلی برای الزام استیبل‌کوین‌ها به پشتوانه ۱:۱ دلار، در واقع تکرار قانون بانک ملی سال ۱۸۶۳ است.

تاریخ مالی مجموعه‌ای از وقایع پراکنده نیست؛ بلکه تکرار سازوکارهایی است که در آن‌ها پاسخ‌های نظارتی به یک بحران، معمولاً بذر بحران بعدی را در جایی دیگر (مانند بانکداری سایه) می‌کارد. همان‌طور که لوح‌های گلی بابل گواهی می‌دهند، شکنندگی مالی بخشی جدایی‌ناپذیر از سیستم‌های مبتنی بر اعتبار است و شناخت این الگوها، تنها راه مقابله با غافلگیری‌های آتی در بازارهای جهانی است.