از فولاد تا سیمان؛ حمله به شریانهای حیاتی صنعت در جنگ تحمیلی
در مقاطع مختلف جنگی، صنایع فولاد و سیمان ایران بارها هدف حملات هوایی و موشکی قرار گرفتهاند؛ از ذوبآهن اصفهان و فولاد اهواز در جنگ هشتساله تا فولاد مبارکه، فولاد خوزستان، فولاد سفیددشت و معدن کارخانه سیمان فیروزآباد در جنگ تحمیلی سوم. مرور این رخدادها نشان میدهد هدفگیری صنایع معدنی و تولیدی، تنها تخریب یک کارخانه و خط تولید نیست، بلکه تلاشی برای ضربهزدن به ستونهای اصلی اقتصاد، اشتغال و تابآوری صنعتی کشور است.
به گزارش معدننیوز، در مقاطع مختلف جنگی، صنایع فولاد و سیمان ایران بارها هدف حملات هوایی و موشکی قرار گرفتهاند؛ از ذوبآهن اصفهان و فولاد اهواز در جنگ هشتساله تا فولاد مبارکه، فولاد خوزستان، فولاد سفیددشت و معدن کارخانه سیمان فیروزآباد در جنگ تحمیلی سوم. مرور این رخدادها نشان میدهد هدفگیری صنایع معدنی و تولیدی، تنها تخریب یک کارخانه و خط تولید نیست، بلکه تلاشی برای ضربهزدن به ستونهای اصلی اقتصاد، اشتغال و تابآوری صنعتی کشور است.
صنعت؛ هدفی راهبردی در میدان جنگ
در هر کشور، زیرساختهای صنعتی از ارکان بقا، توسعه و قدرت اقتصادی بهشمار میروند. اما همین زیرساختها در شرایط جنگی، به اهدافی راهبردی برای تضعیف توان تولید و کاهش ظرفیت بازسازی تبدیل میشوند. صنایع فولاد و سیمان بهدلیل نقش بنیادین در پروژههای عمرانی، زیرساختی و حتی پشتیبانی صنعتی، همواره در فهرست اهداف حساس قرار دارند.
تجربه ایران در دو مقطع جنگی مهم، یعنی جنگ تحمیلی هشتساله و جنگ تحمیلی سوم، نشان میدهد الگوی هدفگیری صنایع مادر، تکرارشونده و مبتنی بر ضربهزدن به شریانهای حیاتی تولید ملی بوده است.
جنگ تحمیلی ۸ ساله؛ صنعت در خط آتش مستقیم
ذوبآهن اصفهان؛ نخستین هدف راهبردی

مجتمع ذوبآهن اصفهان، بهعنوان نخستین و بزرگترین مجتمع فولادسازی کشور، در طول جنگ ایران و عراق بارها هدف حملات هوایی و موشکی دوربرد قرار گرفت. اهمیت این مجموعه در تأمین تیرآهن، میلگرد، ریل و مقاطع ساختمانی، جایگاه آن را از منظر اقتصادی و حتی پشتیبانی لجستیکی برجسته میکرد.
در حملات به این مجتمع به برخی خطوط تولید، واحدهای عملیاتی و تأسیسات انتقال آسیب وارد کرد. هرچند فعالیت تولیدی بهطور کامل متوقف نشد، اما خسارات وارده، روند تولید و توسعه را با اختلال جدی مواجه ساخت و هزینههای قابلتوجهی برای بازسازی در سالهای پس از جنگ تحمیل کرد.
فولاد اهواز؛ صنعت در خط مقدم
در جنوب کشور، فولاد اهواز “گروه ملی صنعتی فولاد ایران” بهدلیل موقعیت جغرافیایی در استان خوزستان و نزدیکی به مرز، در معرض شدیدترین حملات قرار داشت. این مجتمع از نخستین روزهای جنگ با بمباران هوایی و گلولهباران توپخانهای مواجه شد.
بر اثر این حملات، سالنهای تولید، تجهیزات صنعتی، انبارها و زیرساختهای حیاتی نظیر برق و آب صنعتی آسیب دیدند. پیامد مستقیم این حملات، کاهش ظرفیت تولید، پراکندگی بخشی از فعالیتها و آغاز بازسازی تدریجی همزمان با تداوم جنگ بود؛ فرآیندی که هزینههای مالی و انسانی سنگینی به مجموعه تحمیل کرد.
جنگ تحمیلی سوم؛ تمرکز همزمان بر فولاد و سیمان
در تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران که از 9 اسفندماه 1404 آغاز شد، که از آن بهعنوان جنگ تحمیلی سوم یاد میشود، الگوی هدفگیری صنایع مادر بار دیگر تکرار شد؛ اینبار با حملات همزمان به چند مجتمع بزرگ فولادی و یک واحد معدنی سیمان.
فولاد مبارکه؛ اختلال در قلب تولید فولاد کشور

عصر جمعه هفتم فروردین، انفجاری در محوطه صنعتی فولاد مبارکه اصفهان، روند تولید در یکی از بزرگترین مجتمعهای فولادی خاورمیانه را مختل کرد. در این حملات هوایی، پست برق متصل به نیروگاه خودتأمین شهید کاظمی و همچنین بخشهایی از خطوط تولید فولاد مبارکه اصفهان هدف قرار گرفت؛ در حالی که کارگران شیفت، میان کورههای فعال و خطوط نورد، مشغول کار روزانه بودند.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، این حادثه به شهادت یک کارگر و مجروحیت ۱۶ نفر انجامید و بهدلیل آسیب به زیرساخت تأمین انرژی، بخشی از تولید برای ساعاتی متوقف شد. چند روز بعد، در ۱۱ فروردین ۱۴۰۴، این مجتمع برای دومین بار هدف حمله قرار گرفت؛ رخدادی که نشاندهنده تمرکز ویژه بر این مجموعه بهعنوان «قلب تولید فولاد کشور» بود.
فولاد خوزستان؛ حمله مستقیم به خط تولید

همزمان با حمله به فولاد مبارکه، فولاد خوزستان نیز هدف حمله هوایی قرار گرفت. فولاد خوزستان، مجموعهای بزرگ با بیش از ۱۲۰ هزار سهامدار است که معیشت هزاران خانوار بهطور مستقیم و غیرمستقیم با آن پیوند خورده است.
این حادثه تلفات جانی نداشته اما ۲۶ نفر از کارکنان مجروح شدهاند. بخشهایی از واحدهای احیا و فولادسازی آسیب دیده و فرآیند پاکسازی، ارزیابی خسارت و بازسازی آغاز شده است. این رخداد، بار دیگر آسیبپذیری زیرساختهای صنعتی در برابر حملات مستقیم را برجسته کرد.
فولاد سفیددشت در تیررس

حملات محدود به واحدهای قدیمی یا بزرگ نبود. بخشی از مجموعه صنعتی فولاد سفیددشت نیز هدف حمله قرار گرفت؛ مجتمعی که بهعنوان یکی از طرحهای هفتگانهی فولاد استانی این صنعت شناخته میشود.
معدن کارخانه سیمان فیروزآباد؛ ضربه به صنعت سیمان

دامنه حملات به صنعت سیمان نیز کشیده شد. معدن کارخانه سیمان فیروزآباد در استان فارس هدف حمله هوایی قرار گرفت. در این حادثه، دو کارگر جان باختند و دو نفر دیگر مجروح شدند. همچنین خساراتی به ماشینآلات و تجهیزات صنعتی وارد شد.
با توجه به نقش سیمان در پروژههای عمرانی، زیرساختی و بازسازی، هدفگیری این بخش میتواند تأثیر مستقیمی بر روند اجرای طرحهای عمرانی و افزایش هزینههای ساختوساز داشته باشد.
چرا فولاد و سیمان؟
صنایع فولاد و سیمان، پایه بسیاری از فعالیتهای اقتصادی و عمرانی کشور هستند. آسیب به این بخشها میتواند پیامدهای چندلایهای بهدنبال داشته باشد:
– اختلال در تولید داخلی و کاهش عرضه
– تهدید اشتغال مستقیم و غیرمستقیم
– ایجاد وقفه در زنجیره تأمین صنایع پاییندستی
– افزایش هزینههای بازسازی و توسعه
– تحمیل فشار روانی و اقتصادی بر جامعه
به همین دلیل، هدفگیری این صنایع را نمیتوان اقدامی صرفاً تاکتیکی دانست؛ بلکه باید آن را بخشی از راهبرد فشار اقتصادی و صنعتی در بستر جنگ تحلیل کرد.
الگوی تکرارشونده؛ از دهه ۶۰ تا امروز
مقایسه حملات به ذوبآهن اصفهان و فولاد اهواز در دهه ۶۰ با حملات اخیر به فولاد مبارکه، فولاد خوزستان، فولاد سفیددشت و معدن سیمان فیروزآباد، از تداوم یک الگوی مشخص حکایت دارد: تمرکز بر زیرساختهای بنیادین تولید.
نقطه مشترک این رخدادها، تلاش برای تضعیف توان تولید ملی و افزایش هزینههای اقتصادی در شرایط بحرانی است. صنایع معدنی و فلزی ایران، نهفقط مراکز تولید، بلکه ستونهای اشتغال، صادرات و امنیت اقتصادی محسوب میشوند.
فراتر از تخریب یک کارخانه
آنچه در این گزارش مرور شد، صرفاً روایت چند حمله صنعتی نیست؛ بلکه بازخوانی تجربهای تاریخی از هدفگیری شریانهای حیاتی اقتصاد کشور است. تخریب یک خط تولید یا یک پست برق، در عمل میتواند زنجیرهای از پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و توسعهای را رقم بزند.
در چنین شرایطی، تابآوری صنعتی، حفاظت از زیرساختهای حیاتی و بازسازی سریع ظرفیتهای تولیدی، به یکی از مهمترین مؤلفههای امنیت اقتصادی تبدیل میشود؛ مؤلفهای که تجربه دو مقطع جنگی نشان میدهد همواره در معرض تهدید مستقیم قرار داشته است.