از آسیا تا اروپا؛ شوک عرضه نفت چگونه اقتصاد جهان را درگیر می‌کند؟

مژگان طالشیان

کنترل تنگه هرمز شرایطی کم‌سابقه را بر اقتصاد جهانی تحمیل کرده و با جلوگیری از ورود حجم عظیمی از فرآورده‌های نفتی به بازار، فشارهای تورمی تازه‌ای را ایجاد کرده است. بر اساس داده‌های «اس‌اندپی گلوبال مارکت اینتلیجنس»، ترافیک عبوری از این آبراه حیاتی با سقوطی بی‌سابقه روبه‌رو شده و حدود ۹۵ درصد کاهش یافته است

به گزارش معدن‌نیوز، کنترل تنگه هرمز شرایطی کم‌سابقه را بر اقتصاد جهانی تحمیل کرده و با جلوگیری از ورود حجم عظیمی از فرآورده‌های نفتی به بازار، فشارهای تورمی تازه‌ای را ایجاد کرده است. بر اساس داده‌های «اس‌اندپی گلوبال مارکت اینتلیجنس»، ترافیک عبوری از این آبراه حیاتی با سقوطی بی‌سابقه روبه‌رو شده و حدود ۹۵ درصد کاهش یافته است.

در ماه مارس، به طور میانگین روزانه کمتر از پنج کشتی از این مسیر عبور کرده‌اند؛ رقمی که در مقایسه با تردد روزانه حدود ۱۴۰ کشتی در ماه فوریه، افتی چشمگیر را نشان می‌دهد. در نتیجه این انسداد، روزانه نزدیک به ۱۵ میلیون بشکه نفت ـ معادل سه برابر صادرات روزانه روسیه ـ از رسیدن به بازارهای جهانی بازمانده است.

اقتصاددانان این وضعیت را بحرانی در ابعاد شوک اقتصادی دوران همه‌گیری کووید-۱۹ ارزیابی می‌کنند، با این تفاوت که این‌بار منبع اصلی بحران، کاهش عرضه در بازار جهانی انرژی است. به باور تحلیلگران، ادامه این روند می‌تواند فشار سنگینی بر مصرف‌کنندگان وارد کند و موج جدیدی از افزایش قیمت‌ها را در اقتصاد جهانی به راه اندازد.

در همین چارچوب، بانک فرانسوی سوسیته ژنرال با بازنگری در پیش‌بینی‌های خود، قیمت ۱۲۵ دلار برای هر بشکه نفت را محتمل دانسته و هشدار داده است که در صورت تداوم اختلال در عرضه، احتمال عبور قیمت‌ها از مرز ۱۵۰ دلار نیز وجود دارد. این نهاد مالی همچنین از پیامدهای زنجیره‌ای احتمالی از جمله تعطیلی برخی پالایشگاه‌ها و محدودیت‌های تولید سخن گفته است. تحلیلگران معتقدند تا زمانی که عبور و مرور کشتی‌ها در این مسیر به شکل قابل توجهی احیا نشود، بازار نفت همچنان با فشار صعودی بر قیمت‌ها مواجه خواهد بود.

پیامدهای زنجیره‌ای و بحران انرژی در آسیا

زمان رسیدن محموله‌های انرژی که بر اساس فاصله از مبادی صادراتی خاورمیانه تعیین می‌شود، نقش مهمی در نحوه گسترش این شوک در اقتصاد جهانی ایفا می‌کند. به طور معمول، محموله‌های انرژی از خلیج فارس طی حدود ۱۰ روز به هند، بین سه تا چهار هفته به اروپا و غرب آفریقا و تا شش هفته به سواحل ایالات متحده می‌رسند. به همین دلیل، اثرات اختلال عرضه به‌صورت همزمان در سراسر جهان ظاهر نمی‌شود، بلکه از شرق به غرب گسترش می‌یابد و سطح ذخایر موجود در هر منطقه می‌تواند تا حدی شدت اولیه این شوک را کاهش دهد.

با این حال، کشورهای آسیایی هم‌اکنون با پیامدهای مستقیم کاهش عرضه انرژی مواجه شده‌اند. فیلیپین به‌تازگی وضعیت اضطراری ملی در حوزه انرژی اعلام کرده است. در سریلانکا نیز برای مدیریت مصرف برق، فعالیت نهادهای دولتی و مدارس به چهار روز در هفته کاهش یافته است. بنگلادش نیز استفاده از سیستم‌های تهویه مطبوع برای خنک‌سازی ساختمان‌ها در دمای کمتر از ۲۵ درجه سانتی‌گراد را ممنوع کرده است.

حتی چین که با ذخایر استراتژیک بیش از ۱۰۰ روزه یکی از آماده‌ترین اقتصادها در برابر شوک نفتی محسوب می‌شود، برای جلوگیری از افزایش شدید قیمت‌ها در بازار داخلی، سقف قیمتی برای بنزین و گازوئیل تعیین کرده است. صندوق بین‌المللی پول نیز در گزارش اخیر خود هشدار داده است که تداوم تنش‌ها در خلیج فارس به معنای انرژی گران‌تر، دشوارتر شدن مهار تورم و کاهش رشد اقتصادی در سایه افزایش عدم قطعیت‌های ژئوپلیتیک خواهد بود.

پایان آزادی دریانوردی و تغییر قواعد عبور از هرمز

تحولات اخیر عملاً تنگه هرمز را از یک آبراه آزاد بین‌المللی به گذرگاهی مبتنی بر مجوز تبدیل کرده است. در حال حاضر تنها تعداد محدودی از کشتی‌ها که عمدتاً حامل کالاهای مرتبط با ایران هستند، امکان عبور از این مسیر را یافته‌اند. از جمله این موارد می‌توان به دو کشتی کانتینری متعلق به شرکت دولتی «کاسکو» چین، چندین کشتی هندی و حدود ۲۰ کشتی با پرچم پاکستان اشاره کرد که با موافقت ایران از این آبراه عبور کرده‌اند. همزمان پارلمان ایران طرحی را برای دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری تصویب کرده است.

با این حال، برای بخش عمده ناوگان تجاری جهان، این آبراه همچنان عملاً مسدود باقی مانده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که ده‌ها کشتی تجاری در داخل یا نزدیکی تنگه هدف حملات قرار گرفته‌اند و تعدادی از خدمه آن‌ها جان باخته‌اند. بر اساس اعلام سازمان بین‌المللی دریانوردی، حدود ۲۰ هزار دریانورد در خلیج فارس گرفتار شده‌اند. نیروهای نظامی ایران نیز از طریق ارتباطات رادیویی دریایی به طور مداوم به کشتی‌ها هشدار می‌دهند که از عبور از این تنگه خودداری کنند. در چنین شرایطی، بسیاری از خدمه کشتی‌ها از اجرای دستور مالکان برای ادامه مسیر امتناع کرده‌اند و اعلام کرده‌اند تنها در صورتی حرکت خواهند کرد که نیروی دریایی ایران به طور رسمی از بازگشت ترافیک عادی خبر دهد.

حتی در صورت بازگشایی کامل تنگه، کارشناسان معتقدند تخلیه حجم انباشته کشتی‌ها و بازگشت جریان عادی تجارت ممکن است هفته‌ها یا حتی ماه‌ها زمان ببرد. در چنین سناریویی، اولویت عبور با کشتی‌های گرفتار در منطقه و محموله‌های حیاتی مانند کودهای شیمیایی برای فصل کشت خواهد بود و فرآورده‌هایی نظیر سوخت جت و نفت کوره در اولویت‌های بعدی قرار می‌گیرند.

پیامدهای ژئوپلیتیک و تغییر معادلات قدرت

فراتر از پیامدهای اقتصادی، تحولات اخیر پیامدهای ژئوپلیتیک گسترده‌ای نیز به همراه داشته است. برخی تحلیلگران معتقدند تحولات تنگه هرمز نشانه‌ای از کاهش توانایی ایالات متحده در اعمال قدرت در یکی از حساس‌ترین مناطق انرژی جهان است. گزارش‌ها حاکی از آن است که رئیس‌جمهور آمریکا به دستیاران خود اعلام کرده تمایل دارد کارزار نظامی را پایان دهد، حتی اگر تنگه هرمز همچنان تا حد زیادی بسته باقی بماند.

در صورت تحقق چنین سناریویی، بسیاری از تغییرات ایجاد شده در دوران درگیری ممکن است به وضعیت پایدار جدید تبدیل شود؛ وضعیتی که علاوه بر افزایش هزینه‌های بازار نفت به دلیل تداوم عدم قطعیت‌ها، صنعت کشتیرانی جهانی را با ریسک‌های بلندمدت مواجه خواهد کرد و معادلات امنیتی سنتی در خاورمیانه را نیز دگرگون می‌سازد.

کارشناسان سیاست خارجی معتقدند واگذاری کنترل عملی این آبراه حیاتی می‌تواند ضربه‌ای جدی به نظام حقوقی دریاها و اصل ترانزیت آزاد در کریدورهای حیاتی جهانی وارد کند؛ اصلی که در چارچوب قواعد سازمان ملل تعریف شده است. حفظ امنیت خطوط کشتیرانی همواره یکی از ستون‌های نظم بین‌المللی تحت رهبری ایالات متحده به شمار می‌رفته است. پایان این درگیری در شرایطی که تسلط بر مهم‌ترین گذرگاه انرژی جهان تثبیت شود، می‌تواند به منزله عقب‌نشینی آشکار واشینگتن از نقش سنتی خود تلقی شود؛ موضوعی که بدون تردید مورد توجه سایر قدرت‌های جهانی قرار خواهد گرفت.

تجربه حملات سال ۲۰۲۳ در دریای سرخ و کانال سوئز که کشتی‌ها را به تغییر مسیر به سمت دماغه امید نیک وادار کرد و حتی تا سال ۲۰۲۵ ترافیک این مسیرها را در سطحی حدود نیمی از ظرفیت قبلی نگه داشت، نشان می‌دهد که اختلال در آبراه‌های کلیدی جهان می‌تواند پیامدهایی طولانی‌مدت و عمیق بر ساختار تجارت جهانی برجای بگذارد.