فولاد، صادرات و سیاستگذاریهای دیرهنگام

سخنان مدیرعامل فولاد خوزستان در دیدار اصناف صنعتی و صادراتی با رئیسجمهور، هشداری جدی درباره فرسایش مزیت راهبردی فولاد ایران در سایه ناپایداری سیاستگذاری، بحران انرژی و محدودیتهای صادراتی است.
به گزارش معدننیوز، سخنان مدیرعامل فولاد خوزستان در دیدار اصناف صنعتی و صادراتی با رئیسجمهور، هشداری جدی درباره فرسایش مزیت راهبردی فولاد ایران در سایه ناپایداری سیاستگذاری، بحران انرژی و محدودیتهای صادراتی است.
دیدار اخیر اصناف صنعتی و صادراتی با رئیسجمهور، اگر قرار نباشد صرفاً به یک قاب خبری محدود شود، نیازمند نگاهی عمیقتر است؛ نگاهی که در آن، اظهارات امین ابراهیمی، مدیرعامل گروه فولاد خوزستان، نه بهعنوان گلایههای صنفی، بلکه بهمثابه هشداری روشن درباره آینده یکی از مزیتهای راهبردی اقتصاد ایران تفسیر میشود.
فولاد ایران، بهویژه فولاد خوزستان، سالها نقش محوری در ارزآوری، اشتغال و حفظ جایگاه کشور در بازارهای جهانی ایفا کرده است؛ اما امروز این مزیت ملی بیش از هر زمان دیگری در معرض فرسایش تدریجی قرار دارد. فرسایشی که نه ناشی از کاهش تقاضای جهانی است و نه حاصل ضعف تولید، بلکه نتیجه مستقیم سیاستگذاریهای ناهماهنگ، ناپایدار و بعضاً ضدتوسعه محسوب میشود.
در این میان، بحران انرژی بهعنوان نخستین و تعیینکنندهترین گلوگاه، به پاشنه آشیل صنعت فولاد تبدیل شده است. ناترازی مزمن برق و گاز، قطعیهای فصلی و افزایش بیضابطه قیمت انرژی، بهطور مستقیم کاهش تولید، تضعیف تعهدات صادراتی و افت بهرهوری را رقم زده است. در شرایطی که یک واحد تولیدی از دسترسی پایدار به انرژی اطمینان ندارد، برنامهریزی برای قراردادهای بلندمدت صادراتی عملاً غیرممکن میشود.
چالشها به انرژی محدود نمیشود. دستورالعملهای خلقالساعه صادراتی که اغلب در مقاطع حساس ابلاغ میشوند، عملاً نقش مانع را برای صنعتی ایفا کردهاند که باید با ثبات و سرعت در بازارهای جهانی حضور داشته باشد. اعمال عوارض ناگهانی، ممنوعیتهای مقطعی و تغییر مداوم مقررات، علاوه بر آسیب به صادرکننده، پیام روشنی به بازارهای هدف مخابره میکند: نبود پیشبینیپذیری در سیاستگذاری.
از سوی دیگر، نظام ارزی چندنرخی و الزام بازگشت ارز با نرخهای غیرتعادلی، بخشی از صادرات فولاد را از صرفه اقتصادی خارج کرده است. پیامد این وضعیت، یا کاهش صادرات رسمی است یا سوق یافتن فعالیتها به مسیرهای غیرشفاف.
در همین بستر، پدیده کارتهای بازرگانی یکبارمصرف رشد کرده است؛ پدیدهای که نهتنها بازگشت ارز به چرخه رسمی اقتصاد را تضعیف میکند، بلکه اعتبار صادرکنندگان واقعی را نیز تحتتأثیر قرار میدهد. این موضوع نشان میدهد هرگاه سیاستگذاری با واقعیتهای اقتصادی همخوانی نداشته باشد، اقتصاد مسیرهای پرهزینه و پرریسک خود را انتخاب میکند.
به این مجموعه باید ضعف لجستیک، هزینه بالای حملونقل، کمبود زیرساختهای صادراتمحور، ریسکهای حقوقی قراردادهای بینالمللی و عقبماندگی در توسعه محصولات با ارزش افزوده بالاتر را نیز افزود. فولاد ایران همچنان وابستگی بالایی به محصولات نیمهساخته دارد، در حالی که رقبای جهانی با سرعت به سمت فولادهای خاص، آلیاژی و سبز حرکت کردهاند. نادیده گرفتن الزامات زیستمحیطی و مقرراتی نظیر CBAM میتواند در آیندهای نهچندان دور، محدودیتهای جدیتری را پیش روی صادرات فولاد کشور قرار دهد.
آنچه مدیرعامل فولاد خوزستان در این نشست مطرح کرده، مجموعهای پراکنده از مطالبات نیست، بلکه ترسیمی از گلوگاههای بههمپیوستهای است که حل هر یک بدون اصلاح سایر بخشها، به نتیجهای پایدار منجر نخواهد شد. صادرات فولاد، نیازمند اصلاح همزمان حکمرانی انرژی، ثبات مقررات، بازطراحی نظام ارزی، شفافسازی تجارت خارجی و سرمایهگذاری در زیرساخت و فناوری است.
هشدار نهایی روشن است: در صورت تعویق این اصلاحات، فولاد ایران از یک مزیت ملی و ارزآور، به فعالیتی پرریسک و ناپایدار تبدیل خواهد شد. فولاد خوزستان در این مسیر نه از منظر منافع بنگاهی، بلکه از موضع مسئولیت ملی سخن میگوید؛ هشداری که شنیدن آن دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر است.