محدودیت انرژی؛ خودتحریمی علیه تولید و تهدیدی جدی برای صنایع پیشران

تحریریه معدن نیوز
محدودیت انرژی؛ خودتحریمی علیه تولید و تهدیدی جدی برای صنایع پیشران

تداوم محدودیت‌های گاز و برق برای صنایع بزرگ، بیش از آن‌که ریشه در کمبود انرژی داشته باشد، به تصمیمات کوتاه‌مدت مدیریتی شباهت دارد؛ تصمیماتی که به بهای تضعیف تولید، اشتغال و صادرات تمام می‌شود.

به گزارش معدن‌نیوز، تداوم محدودیت‌های گاز و برق برای صنایع بزرگ، بیش از آن‌که ریشه در کمبود انرژی داشته باشد، به تصمیمات کوتاه‌مدت مدیریتی شباهت دارد؛ تصمیماتی که به بهای تضعیف تولید، اشتغال و صادرات تمام می‌شود.

فشارها و محدودیت‌های پی‌درپی اعمال‌شده بر صنایع کشور، به‌ویژه صنایع انرژی‌بر، بیش از آن‌که ناشی از کمبود واقعی انرژی باشد، به نوعی خودتحریمی درون‌زا علیه تولید شباهت دارد. قطع گاز و محدودسازی برق صنایعی مانند فولاد، ساده‌ترین و کم‌هزینه‌ترین تصمیم برای مدیران بخش انرژی است؛ اما در مقابل، پرهزینه‌ترین انتخاب برای تولید، اشتغال و اقتصاد ملی به شمار می‌رود.

این شیوه برخورد با ناترازی انرژی، نه نشانه مدیریت کارآمد، بلکه بیانگر فقدان راه‌حل‌های پایدار و تحول‌گرا در مواجهه با چالش‌های ساختاری حوزه انرژی است. هنر مدیریت انرژی، خاموش‌کردن موتور تولید نیست؛ بلکه حفظ جریان تولید در شرایط دشوار و کاهش تبعات کمبودهاست.

مدیریت هوشمند انرژی به معنای توزیع عادلانه کمبود، مدیریت بار، کاهش خسارت و جلوگیری از توقف تولید است؛ به‌ویژه در شرایطی که اقتصاد کشور بیش از هر زمان دیگری به صادرات غیرنفتی و ارزآوری پایدار نیاز دارد. محدودسازی مکرر و پیش‌دستانه صنایعی مانند فولاد خوزستان، نه‌تنها کمکی به حل مسئله انرژی نمی‌کند، بلکه دقیقاً همان مسیری را می‌رود که تحریم‌های خارجی دنبال می‌کنند: کاهش تولید، افت صادرات و فرسایش بنگاه‌های مولد.

بررسی روند مدیریت برق و گاز در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که مسیر آسان انتخاب شده است؛ مسیری که به‌جای اصلاح الگوی مصرف، توسعه زیرساخت‌های انرژی و سرمایه‌گذاری در مدیریت بار، بار ناترازی را مستقیماً بر دوش صنعت می‌اندازد. نتیجه این رویکرد، انباشت خسارت، بی‌ثباتی در تصمیم‌گیری و تضعیف مزیت‌های رقابتی صنایع کشور است.

ادامه این سیاست‌ها نه مسئله ناترازی انرژی را حل خواهد کرد و نه کمکی به رشد اقتصادی می‌کند؛ بلکه تنها هزینه‌ها را از یک بخش به کل اقتصاد منتقل می‌سازد. در این میان، استان‌هایی مانند خوزستان که قلب تپنده صنعت و اقتصاد کشور محسوب می‌شوند، بیش از سایر مناطق آسیب می‌بینند؛ چرا که پیوندی ناگسستنی میان صنعت، اشتغال و مسائل اجتماعی در این استان وجود دارد و محدودیت‌های انرژی، مستقیماً بنیان معیشتی و اقتصادی مردم را هدف قرار می‌دهد.