ایمنی و امانتداری؛ دو ستون پایداری فولاد خوزستان در نگاه مدیرعامل
سخنان اخیر مدیرعامل فولاد خوزستان در جلسه کمیته راهبری، از آیندهنگری در تأمین انرژی تا تأکید بر ایمنی، شفافیت و صیانت از داراییها، تصویری روشن از اولویتهای راهبردی این شرکت در عبور از چالشهای صنعت فولاد ترسیم میکند.
به گزارش معدننیوز، سخنان اخیر مدیرعامل فولاد خوزستان در جلسه کمیته راهبری، از آیندهنگری در تأمین انرژی تا تأکید بر ایمنی، شفافیت و صیانت از داراییها، تصویری روشن از اولویتهای راهبردی این شرکت در عبور از چالشهای صنعت فولاد ترسیم میکند.
سخنان امین ابراهیمی، مدیرعامل شرکت فولاد خوزستان، در جلسه کمیته راهبری ۲۵ آذرماه را میتوان نقشهای از دغدغههای کلان مدیریتی در یکی از حساسترین مقاطع صنعت فولاد ایران دانست؛ صنعتی که همزمان با بحران انرژی، چالشهای ارزی و فشارهای ساختاری مواجه است.
مدیرعامل فولاد خوزستان در بخشی از این جلسه، با اشاره مستقیم به پروژههای انتقال برق سبزوار و نیروگاه خورشیدی ۶۰۰ مگاواتی، بار دیگر بر راهبرد «پیشنگری انرژی» تأکید کرد؛ راهبردی که امروز به مرز تمایز میان استمرار تولید و توقف خطوط تبدیل شده است. تملک نیروگاه سبزوار صرفاً یک سرمایهگذاری اقتصادی نیست، بلکه تصمیمی راهبردی برای تضمین تولید پایدار در سالهای پرریسک آینده محسوب میشود. در صورت تحقق کامل پروژه خورشیدی، فولاد خوزستان میتواند از یک مصرفکننده صرف انرژی، به بازیگری مسئول در پایداری شبکه برق کشور تبدیل شود.
در کنار موضوع انرژی، ابراهیمی به یکی از معضلات مزمن صنعت فولاد، یعنی صادرات و بازنگشتن ارز حاصل از آن اشاره کرد. وی با بیان افزایش ۲۷ درصدی ارزش صادرات فولاد، تصریح کرد که این رشد الزاماً به سودآوری متناسب برای صنعت منجر نشده است. اشاره صریح او به کارتهای بازرگانی یکبارمصرف، پرده از واقعیتی برداشت که سالهاست شفافیت صادرات را با چالش مواجه کرده است. در حالی که صادرات شرکتهای بزرگ فولادی شفاف بوده و بازگشت ارز آنها از مسیر سامانه نیما انجام میشود، بخش قابلتوجهی از ارز بازنگشته، به ساختارهای غیررسمی خارج از بدنه تولید مربوط میشود؛ پدیدهای که نهتنها به صنعت فولاد، بلکه به اقتصاد ملی آسیب میزند.
اما شاید مهمترین بخش سخنان مدیرعامل فولاد خوزستان، تأکید ویژه بر دو مفهوم بنیادین «ایمنی» و «صیانت از داراییها» باشد. ابراهیمی با صراحت اعلام کرد که در حوزه ایمنی، همه کارکنان صف، مدیر HSE محسوب میشوند. این رویکرد، عبور از نگاه سنتی و بخشنامهای به ایمنی است. در صنایع سنگین مانند فولاد، ایمنی نه یک واحد سازمانی، بلکه یک فرهنگ سازمانی است. تجربههای جهانی نیز نشان میدهد سازمانهایی که ایمنی را به مسئولیتی جمعی تبدیل کردهاند، علاوه بر کاهش حوادث، بهرهوری بالاتری را تجربه کردهاند.
تجهیز ناوگان آتشنشانی و آمبولانسها اگرچه نمود عینی توجه به جان انسانهاست، اما پیام اصلی آن، اولویت سرمایه انسانی بر هر خط تولید و هر تن محصول است. صنعتی که نیروی انسانی سالم و ایمن نداشته باشد، حتی با وفور انرژی و سرمایه نیز به پایداری نخواهد رسید.
در ادامه این نگاه، تأکید مدیرعامل بر حفاظت از داراییهای مشهود و نامشهود، هشداری جدی برای سازمانهای بزرگ صنعتی به شمار میرود. در دنیای امروز، دارایی یک شرکت تنها به ماشینآلات و تجهیزات محدود نمیشود؛ اطلاعات، دادههای تولید، برنامههای راهبردی، قراردادها و تحلیلهای مدیریتی نیز بخشی از سرمایه نامشهود سازمان محسوب میشوند. انتقال غیرمسئولانه این اطلاعات، به همان اندازه خطیر است که سرقت فیزیکی تجهیزات.
تفکیک هوشمندانه میان «شفافیت» و «برهنگی اطلاعاتی» که ابراهیمی بر آن تأکید کرد، نقطهای است که بسیاری از سازمانها در آن دچار لغزش میشوند. شفافسازی برای نهادهای قانونی و بازار سرمایه یک الزام است، اما افشای بیضابطه اطلاعات راهبردی، میتواند سازمان را در معرض رقابت ناسالم، فشارهای بیرونی و حتی تهدیدهای امنیتی قرار دهد.
در نهایت، جمله کلیدی مدیرعامل فولاد خوزستان مبنی بر اینکه «امین بودن از تخصص مهمتر است»، یادآور اصلی بنیادین در مدیریت بحران است. در شرایطی که سازمان با محدودیت انرژی، فشارهای اقتصادی و ریسکهای ساختاری مواجه است، امانتداری نسبت به داراییهای مادی و معنوی، شرط بقا و تداوم فعالیت سازمان محسوب میشود. تخصص بدون تعهد میتواند به فرسایش سرمایهها بینجامد، اما تعهد و امانتداری، حتی در دشوارترین شرایط، امکان بازسازی و ادامه مسیر را فراهم میکند.
اگر این نگاه مدیریتی بهدرستی در سطوح مختلف فولاد خوزستان نهادینه شود، میتواند نقشه راهی مؤثر برای عبور از بحرانهای امروز باشد؛ مسیری که از ایمنی انسان آغاز میشود و به صیانت از سرمایههای آشکار و پنهان سازمان ختم میگردد.