فولاد خوزستان در زمستان هم زیر تیغ محدودیت برق
از ابتدای دیماه امسال، فولاد خوزستان با محدودیت ۴۰ درصدی برق مواجه شده؛ محدودیتی که بار دیگر صنعت فولاد را میان خاموشیهای تابستان و زمستان قرار داده و به کاهش تولید، افزایش هزینهها و تضعیف زنجیره ارزش این صنعت منجر شده است.
به گزارش معدننیوز، از ابتدای دیماه امسال، فولاد خوزستان با محدودیت ۴۰ درصدی برق مواجه شده؛ محدودیتی که بار دیگر صنعت فولاد را میان خاموشیهای تابستان و زمستان قرار داده و به کاهش تولید، افزایش هزینهها و تضعیف زنجیره ارزش این صنعت منجر شده است.
از ابتدای دیماه امسال، فولاد خوزستان با اعمال محدودیت ۴۰ درصدی برق روبهرو شده است؛ محدودیتی که به کاهش تولید و افزایش هزینهها در یکی از بزرگترین واحدهای فولادسازی کشور انجامیده است. این اتفاق، تکرار چرخهای فرسایشی در پنج سال گذشته است؛ بهگونهای که با هر اوجگیری دما در تابستان یا بروز برودت در زمستان، وزارت نیرو بهجای اصلاح ساختار، محدودیت مصرف برق را به صنایع تحمیل میکند. این در حالی است که مصرف برق بخش صنعت تغییر محسوسی نداشته و رشد ظرفیت تولید برق نیز متناسب با افزایش مصرف نبوده است.
آمارهای رسمی وزارت نیرو نشان میدهد که حداقل ۳۵ هزار مگاوات، معادل حدود ۴۵ درصد پیک مصرف برق کشور، ناشی از سیستمهای سرمایشی است. اوج مصرف برق در سال ۱۴۰۴، در هفتم مردادماه به ۷۷ هزار و ۵۰۰ مگاوات رسید، در حالی که پیک مصرف در مهرماه ۵۵ هزار مگاوات بود؛ رقمی معادل ۲۲ هزار و ۵۰۰ مگاوات کمتر. با وجود این کاهش قابل توجه، بار دیگر صنایع بهویژه صنعت فولاد هدف اعمال محدودیت قرار گرفتند. این پرسش همچنان باقی است که چرا سهم صنایع از بار ناترازی برق، همواره بیش از سهم واقعی آنها در مصرف است.
صنعت فولاد نه تنها مصرفکننده عمده برق محسوب نمیشود، بلکه بیش از ۷۰ درصد برق مورد نیاز خود را از نیروگاههای خودتأمین تولید میکند. با این حال، در زمان کمبود، نخستین بخشی است که با محدودیت روبهرو میشود. نتیجه این سیاست، گرفتار شدن فولاد میان دو لبه خاموشی تابستان و زمستان است؛ بهطوری که محدودیت ۴۰ درصدی برق، کاهش تولید، اختلال در زنجیره پاییندست و تحمیل هزینههای اقتصادی سنگین را به دنبال دارد.
برآوردها حاکی از آن است که صنعت فولاد ایران طی چهار سال اخیر، حدود ۱۴ میلیارد دلار درآمد ارزی بالقوه را از دست داده است. این زیان ناشی از کاهش تولید، از بین رفتن فرصتهای صادراتی و تضعیف اعتبار تجاری در بازارهای منطقهای بوده و جبران آن به سادگی امکانپذیر نیست.
ریشه اصلی بحران، نه در رفتار صنایع بلکه در ضعفهای ساختاری صنعت برق کشور نهفته است. تولید برق ایران عمدتاً متکی به نیروگاههای حرارتی و سوختهای فسیلی است که بیش از ۵۰ درصد آنها عمری بالاتر از ۲۰ سال دارند و توان عملی آنها پایینتر از ظرفیت اسمی است. فرسودگی تجهیزات، توقفهای اضطراری و مشکلات تأمین سوخت بهویژه در فصل زمستان، ظرفیت واقعی تولید برق را کاهش داده است. افزون بر این، تلفات حدود ۱۱ درصدی شبکه برق، معادل مصرف چند استان کشور بوده و نبود فناوریهای هوشمند مدیریت بار، ناترازی را تشدید میکند.
در کنار این عوامل، سهم انرژیهای تجدیدپذیر در سبد تولید برق همچنان ناچیز باقی مانده است. ضعف مشوقها، ریسک بالای سرمایهگذاری و کاستیهای سیاستگذاری حمایتی، مانع توسعه این بخش شده است. با وجود این شرایط، سادهترین تصمیم، اعمال محدودیت بر صنایع انتخاب شده؛ در حالی که علت واقعی ناترازی، فرسودگی زیرساختها، تلفات بالا و شدت مصرف غیر بهینه است.
فولاد خوزستان و دیگر شرکتهای فولادی، سهم خود را در سرمایهگذاری، خودتأمینی برق و حفظ تولید ایفا کردهاند. اکنون انتظار میرود سیاستگذار بهجای تصمیمهای مقطعی، به سراغ راهکارهای ریشهای برای حل بحران انرژی برود؛ زیرا ادامه این روند، نهتنها تولید و اقتصاد، بلکه مزیت رقابتی صنعت فولاد ایران در بازارهای منطقهای و جهانی را بهطور جدی تهدید میکند.