تهدید غذایی برای خلیجفارس و فشار بر زنجیره تامین جهانی
اقتصادهای حوزه خلیجفارس طی دهههای گذشته با تکیه بر درآمدهای کلان نفتی، شهرها و زیرساختهای مدرنی ایجاد کردند که رشد سریع جمعیت و جذب گسترده نیروی کار خارجی را به دنبال داشت. نتیجه این روند آن است که جمعیت این منطقه طی سه دهه گذشته بیش از دو برابر شده و اکنون به حدود ۶۰ میلیون نفر رسیده است.
به گزارش معدننیوز، اقتصادهای حوزه خلیجفارس طی دهههای گذشته با تکیه بر درآمدهای کلان نفتی، شهرها و زیرساختهای مدرنی ایجاد کردند که رشد سریع جمعیت و جذب گسترده نیروی کار خارجی را به دنبال داشت. نتیجه این روند آن است که جمعیت این منطقه طی سه دهه گذشته بیش از دو برابر شده و اکنون به حدود ۶۰ میلیون نفر رسیده است.
با وجود این توسعه شتابان، شرایط اقلیمی سخت از جمله گرمای شدید و اقلیم بیابانی ظرفیت کشاورزی در این کشورها را به شدت محدود کرده و آنها را برای تامین غذای مورد نیاز خود تا حد زیادی به واردات وابسته ساخته است. بر اساس دادههای مجمع جهانی اقتصاد، نزدیک به ۸۵ درصد مواد غذایی مصرفی در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس از خارج تامین میشود.
در این میان، تنگه هرمز به عنوان شریان اصلی این جریان تجاری عمل میکند؛ مسیری که حدود ۷۰ درصد واردات غذایی کشورهای شورای همکاری از آن عبور میکند. اما اکنون این آبراه استراتژیک که محل عبور نزدیک به یکپنجم نفت جهان نیز هست، با تهدیدهای امنیتی روبهرو شده است. اختلال در عبور کشتیها باعث شده قیمت نفت بار دیگر از مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کند.
گزارشها نشان میدهد رفتوآمد کشتیها در این مسیر تا ۹۰ درصد کاهش یافته و در برخی مقاطع به طور کامل متوقف شده است. چنین وقفهای در یکی از حیاتیترین گذرگاههای دریایی جهان، هزینههای حملونقل و بیمههای مرتبط با خطر جنگ را به شدت افزایش داده و تحویل محمولههای غذایی را با تاخیرهای جدی مواجه کرده است.
در واکنش به این شرایط، دولتهای منطقه به سراغ ذخایر راهبردی خود رفته و همزمان در پی یافتن مسیرهای جایگزین برای واردات هستند.
امارات متحده عربی اعلام کرده ذخایر کالاهای اساسی این کشور برای چهار تا شش ماه کفایت میکند و با ایجاد خطوط ارتباطی ویژه تلاش دارد از جهش غیرمنطقی قیمتها در بازار داخلی جلوگیری کند. عربستان سعودی نیز با خرید نزدیک به یک میلیون تن گندم، ذخیرهای معادل حدود چهار ماه مصرف ایجاد کرده است.
با این حال، کارشناسان هشدار میدهند تداوم این وضعیت میتواند پیامدهای گستردهای داشته باشد. هرچند تاکنون انبارهای مواد غذایی هدف حمله قرار نگرفتهاند، اما تغییر الگوی درگیریها یا ادامه اختلال در کشتیرانی میتواند زنجیره تامین غذا را به طور جدی مختل کند.
تجربههای تاریخی نشان میدهد بحرانهای غذایی قادرند به سرعت به بیثباتی سیاسی منجر شوند. در جریان بهار عربی در سالهای ۲۰۱۰ و ۲۰۱۱، نابودی حدود یکسوم محصول گندم روسیه بر اثر شرایط اقلیمی و افزایش نزدیک به ۵۰ درصدی قیمت جهانی این محصول، موجی از نارضایتی در کشورهای واردکننده ایجاد کرد.
نمونه دیگر در سال ۲۰۲۲ و پس از آغاز جنگ اوکراین رخ داد؛ زمانی که اختلال در تامین حدود ۳۰ درصد گندم جهان باعث شد جامعه بینالمللی طرح «ابتکار غلات دریای سیاه» را برای صادرات ۳۳ میلیون تن غلات به اجرا بگذارد. این رخدادها آسیبپذیری شبکه جهانی تامین غذا را به روشنی آشکار کرد.
کشورهای خلیج فارس برای کاهش این آسیبپذیری در سالهای اخیر اقداماتی مانند ساخت سیلوهای بزرگ ذخیره غلات و توسعه کشاورزی گلخانهای در شرایط دمایی بسیار بالا را در دستور کار قرار دادهاند. با این حال محدودیت شدید منابع آب زیرزمینی باعث شده بسیاری از این کشورها به خرید یا اجاره زمینهای کشاورزی در خارج از مرزهای خود روی بیاورند؛ راهبردی که موفقیت آن نیز در نهایت به امنیت مسیرهای دریایی وابسته است.
پیامدهای بحران کنونی تنها به منطقه خلیج فارس محدود نمیشود. این منطقه یکی از تولیدکنندگان اصلی نهادههای کشاورزی در جهان به شمار میرود و حدود نیمی از اوره جهان در آن تولید میشود. همچنین صادرات آمونیاک، گوگرد و فسفات از این کشورها نقش مهمی در بازار جهانی کودهای شیمیایی دارد. اختلال در صادرات این محصولات در پی بحران کشتیرانی، قیمت برخی ترکیبات کود را حدود ۲۵ درصد افزایش داده و فشار قابل توجهی بر کشاورزان در سایر نقاط جهان وارد کرده است؛ فشاری که میتواند در فصلهای مهم کاشت، تولید محصولات کشاورزی را کاهش دهد.
همزمان، مسئله تامین آب شیرین نیز به یکی از نگرانیهای امنیتی مهم در منطقه تبدیل شده است. کشورهای خلیج فارس بخش عمده آب شرب خود را از طریق تاسیسات آبشیرینکن تامین میکنند و هرگونه آسیب به این زیرساختها میتواند زندگی میلیونها نفر را تحت تاثیر قرار دهد. گزارشهایی از آسیب دیدن برخی از این تاسیسات در بحرین و کویت در پی حملات پهپادی منتشر شده است.
در چنین شرایطی حتی مسیرهای جایگزین مانند بنادر دریای سرخ نیز به دلیل گسترش تهدیدات امنیتی نمیتوانند راهکاری پایدار به شمار آیند. مجموعه این تحولات نشان میدهد منطقهای که سالها برای آیندهای فراتر از اقتصاد نفتی برنامهریزی کرده بود، اکنون در برابر اختلال در زنجیره تامین جهانی با آسیبپذیری قابل توجهی روبهرو شده است؛ وضعیتی که سرنوشت آن بیش از هر چیز به بازگشایی مسیرهای امن کشتیرانی گره خورده است.
ویدئو را در آپارات معدننیوز مشاهده کنید.