تنگه هرمز بسته ماند؛ چرا بحران انرژی حتی با پایان جنگ هم به این زودی‌ها تمام نمی‌شود؟

پرهام کریمی

با گذشت چهار هفته از آغاز جنگ سوم خلیج فارس، ادامه بسته بودن تنگه هرمز بخش بزرگی از جریان انرژی جهان را مختل کرده است. این آبراه راهبردی که مسیر انتقال بخش قابل توجهی از نفت و گاز مایع جهان به شمار می‌رود، اکنون عملاً حدود یک‌پنجم عرضه جهانی این منابع را از بازار خارج کرده و شوکی جدی به قیمت‌ها وارد کرده است.

به گزارش معدن‌نیوز، با گذشت چهار هفته از آغاز جنگ سوم خلیج فارس، ادامه بسته بودن تنگه هرمز بخش بزرگی از جریان انرژی جهان را مختل کرده است. این آبراه راهبردی که مسیر انتقال بخش قابل توجهی از نفت و گاز مایع جهان به شمار می‌رود، اکنون عملاً حدود یک‌پنجم عرضه جهانی این منابع را از بازار خارج کرده و شوکی جدی به قیمت‌ها وارد کرده است.

بازارهای جهانی به سرعت به این اختلال واکنش نشان داده‌اند. قیمت نفت برنت به حدود ۱۲۰ دلار در هر بشکه رسیده که در مقایسه با سطح پیش از آغاز جنگ نزدیک به ۶۰ درصد افزایش نشان می‌دهد. هم‌زمان در بازار اروپا نیز قیمت گاز طبیعی جهشی حدود ۸۵ درصدی را تجربه کرده است.

با این حال، قیمت‌ها هنوز به سطوحی حتی بالاتر نرسیده‌اند؛ زیرا بسیاری از معامله‌گران معتقدند جریان عرضه در ماه‌های آینده دوباره برقرار خواهد شد. داده‌های معاملات آتی در بازارهای مالی نشان می‌دهد سرمایه‌گذاران بیشتر بر کاهش قیمت‌ها در ماه‌های آینده حساب کرده‌اند و انتظار دارند تا حدود اردیبهشت، شرایط به حالت عادی بازگردد.

اما بررسی‌ها نشان می‌دهد چنین سناریویی چندان واقع‌بینانه نیست. حتی اگر درگیری‌ها همین امروز پایان یابد و تنگه هرمز طی دو روز آینده دوباره برای کشتیرانی باز شود، بازگشت کامل عرضه انرژی به بازار به زمان قابل توجهی نیاز خواهد داشت. علت این موضوع ساختار پیچیده زنجیره صنعت انرژی است که سه حلقه اصلی تولید، حمل‌ونقل و پالایش را در بر می‌گیرد.

در مرحله نخست، تولید نفت در کشورهای خلیج فارس به دلیل نبود ظرفیت ذخیره‌سازی و توقف صادرات به شدت کاهش یافته است. برآوردها نشان می‌دهد این کشورها حدود ۱۰ میلیون بشکه در روز از تولید خود کاسته‌اند؛ رقمی معادل حدود ۱۰ درصد عرضه جهانی و نزدیک به ۴۰ درصد تولید پیش از جنگ در این منطقه. حتی اگر زیرساخت‌ها آسیب جدی ندیده باشند، بازگرداندن این حجم تولید مستلزم بررسی تأسیسات، رفع انسداد خطوط انتقال و بازیابی فشار مخازن است؛ فرآیندی که معمولاً دست‌کم دو تا چهار هفته زمان می‌برد.

در بازار گاز طبیعی مایع، چالش‌ها حتی جدی‌تر است. مجموعه عظیم «راس لفان» در قطر که نزدیک به یک‌پنجم LNG جهان را تأمین می‌کند، پس از حمله پهپادی تعطیل شده است. افزون بر آن، حملات موشکی بخشی از تأسیسات مایع‌سازی را نیز هدف قرار داده و حدود ۱۷ درصد ظرفیت این مجتمع—معادل تقریبی سه درصد عرضه جهانی—را از مدار خارج کرده است.

مقام‌های قطری اعلام کرده‌اند بازسازی کامل این بخش‌ها ممکن است بین سه تا پنج سال زمان ببرد. حتی بازگشت محدود تولید نیز نیازمند عملیات فنی پیچیده‌ای است؛ از جمله خشک‌سازی تجهیزات و سرد کردن تدریجی آن‌ها تا دمای منفی ۱۶۰ درجه سانتی‌گراد. انجام سریع این فرآیند خطر آسیب جدی به سازه‌ها را به همراه دارد و همین موضوع باعث می‌شود بازگرداندن تأسیسات به مدار تولید حداقل چندین هفته طول بکشد. برخی برآوردها نشان می‌دهد تنها مرحله آماده‌سازی می‌تواند تا هفت هفته زمان ببرد.

اما مشکلات به همین جا ختم نمی‌شود. حتی اگر تولید دوباره آغاز شود، انتقال انرژی به بازارهای مصرف با موانع قابل توجهی روبه‌رو خواهد بود. در حال حاضر حدود ۴۸۰ کشتی در خلیج فارس متوقف شده‌اند و فرماندهان آن‌ها احتمالاً پیش از حرکت، نیاز دارند چند روز از توقف کامل حملات اطمینان پیدا کنند. در بهترین حالت، تخلیه این ازدحام دریایی ممکن است دو هفته زمان ببرد.

در عین حال، نگرانی از آسیب‌های پنهان به زیرساخت‌های بندری، احتمال وجود مین‌های دریایی و ضرورت پاکسازی مسیرهای کشتیرانی می‌تواند این روند را طولانی‌تر کند. از سوی دیگر، بیمه‌های مرتبط با خطر جنگ به شدت افزایش یافته یا در برخی موارد به طور کامل لغو شده‌اند. نرخ این بیمه‌ها که پیش از بحران کمتر از نیم درصد ارزش کشتی بود، اکنون در بسیاری موارد از یک درصد فراتر رفته و در شرایط پرریسک حتی به حدود ۱۰ درصد می‌رسد؛ عاملی که تمایل شرکت‌های کشتیرانی برای ورود به منطقه را به شدت کاهش داده است.

تجربه اختلالات دریای سرخ نیز نشان می‌دهد که بازگشت اعتماد بازار به سادگی اتفاق نمی‌افتد. حتی پس از کاهش حملات در آن منطقه، تردد نفتکش‌ها هنوز به حدود نصف سطح سال ۲۰۲۳ محدود مانده است.

جنگ همچنین موجب جابه‌جایی گسترده ناوگان نفتکش‌ها در جهان شده است. بسیاری از ابرنفتکش‌هایی که پیش‌تر در خاورمیانه فعالیت داشتند، به مسیرهای اقیانوس اطلس منتقل شده‌اند. در نتیجه حتی پس از بازگشایی تنگه هرمز نیز بسیاری از این کشتی‌ها ترجیح می‌دهند سفرهای در حال انجام خود—مانند انتقال نفت از آمریکا به شرق آسیا—را کامل کنند؛ سفرهایی که گاه تا سه ماه طول می‌کشند. این مسئله باعث می‌شود بازگشت عرضه به بازارهای آسیایی با تأخیر قابل توجهی همراه شود.

در مرحله نهایی زنجیره نیز پالایشگاه‌ها با مشکل روبه‌رو هستند. در هفته‌های اخیر تعدادی از پالایشگاه‌ها در کشورهایی مانند چین، هند، مالزی و تایلند به دلیل کمبود خوراک ناچار شده‌اند بخشی از فعالیت خود را متوقف کنند. برآورد می‌شود ظرفیت پالایش در آسیا حدود سه میلیون بشکه در روز کاهش یافته باشد.

راه‌اندازی دوباره این واحدها نیز فرآیندی فوری نیست. پالایشگاه‌ها پس از توقف اضطراری نیازمند بازرسی کامل تجهیزات، تأمین مجدد انرژی و راه‌اندازی تدریجی خطوط تولید هستند تا از آسیب دیدن تأسیسات جلوگیری شود؛ روندی که ممکن است هفته‌ها یا حتی ماه‌ها طول بکشد.

مجموع این عوامل نشان می‌دهد حتی در سناریوی پایان فوری درگیری‌ها، بازار جهانی انرژی برای رسیدن به تعادل نسبی دست‌کم به چهار ماه زمان نیاز دارد. در این مدت تولید جهانی نفت حدود سه درصد کمتر از سطح برنامه‌ریزی‌شده خواهد بود. در بازار گاز مایع نیز هر ماه تعطیلی تأسیسات راس لفان معادل از دست رفتن حدود دو درصد از عرضه سالانه جهان است.

در چنین شرایطی، حتی با بازگشت بخشی از تولید، شکاف میان عرضه و تقاضا می‌تواند به حدود چهار درصد برسد. این فاصله احتمال کاهش بیشتر ذخایر جهانی نفت، افزایش خریدهای هیجانی و نوسانات شدید قیمتی را تقویت می‌کند. در بازار گاز نیز رقابت برای دسترسی به محموله‌های LNG به‌ویژه با نزدیک شدن به فصل زمستان تشدید خواهد شد.

در نهایت، بحران کنونی نشان می‌دهد که اثرات جنگ بر بازارهای انرژی تنها به دوره درگیری محدود نمی‌شود. پیچیدگی‌های فنی و لجستیکی صنعت انرژی باعث می‌شود پیامدهای آن برای ماه‌ها ادامه یابد؛ به گونه‌ای که حتی در خوش‌بینانه‌ترین سناریو نیز بازار جهانی با کمبود عرضه، فشار قیمتی و بی‌ثباتی روبه‌رو خواهد بود.