اگر فولاد نبود؛ هزینه پنهان محدودیت انرژی برای تولید ملی
صنعت فولاد ایران، نهتنها موتور تولید صنعتی بلکه یکی از پایههای اشتغال، امنیت اقتصادی و حضور منطقهای کشور است؛ صنعتی که محدودیتهای مزمن انرژی، آن را در آستانه فرسایش تدریجی قرار داده است.
به گزارش معدن نیوز، صنعت فولاد ایران، نهتنها موتور تولید صنعتی بلکه یکی از پایههای اشتغال، امنیت اقتصادی و حضور منطقهای کشور است؛ صنعتی که محدودیتهای مزمن انرژی، آن را در آستانه فرسایش تدریجی قرار داده است.
اگر فولاد نبود، موضوع فقط خاموشی چند کارخانه یا افت موقت چند شاخص صنعتی نبود؛ مسئله، تضعیف بنیانهای تولید ملی بود. فولاد در اقتصاد ایران یک صنعت حاشیهای نیست، بلکه پیشران اشتغال، درآمد، زنجیرهسازی صنعتی و یکی از ارکان نقشآفرینی منطقهای کشور محسوب میشود. تضعیف این صنعت، بهمعنای عقبنشینی از تولید، افزایش وابستگی به واردات و فرسایش توان صنعتی کشور است؛ خطری که امروز، زیر سایه محدودیتهای شدید و مزمن انرژی، بیش از هر زمان دیگری احساس میشود.
هزینه واقعی محدودیتهای انرژی
برآوردها نشان میدهد طی چهار سال گذشته، محدودیتهای اعمالشده در تأمین انرژی صنایع بزرگ ـ بهویژه صنعت فولاد ـ حدود ۱۴ میلیارد دلار خسارت مالی به اقتصاد کشور وارد کرده است. این رقم زمانی معنادارتر میشود که سناریوی «نبود فولاد» در اقتصاد ایران مورد توجه قرار گیرد.
در سال ۱۴۰۳، صنعت فولاد ایران با بیسابقهترین محدودیتهای انرژی مواجه شد و ۸.۷۴ میلیون تن از تولید خود را از دست داد؛ از این مقدار، ۹۸۰ هزار تن تنها مربوط به فولاد خوزستان بود. این شرکت بهعنوان بزرگترین تأمینکننده شمش فولادی کشور، نقشی فراتر از یک واحد تولیدی دارد و کاهش تولید آن، بهمعنای اختلال در خوراک واحدهای نوردی و افزایش ریسک ناپایداری بازار داخلی فولاد است.
ارزش عدمالنفع ناشی از تولید از دسترفته فولاد در همین سال ـ حتی با وجود قیمتهای پایین جهانی ـ بیش از ۳.۹ میلیارد دلار برآورد میشود. در مجموع، طی بازه ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳، محدودیتهای انرژی موجب از دست رفتن حدود ۲۶.۲ میلیون تن تولید فولاد شده است؛ عددی که ابعاد واقعی بحران را آشکار میکند.
اگر فولاد نبود؛ سناریوی وابستگی
نبود فولاد بهمعنای توقف چند واحد صنعتی نیست، بلکه معادل تبدیل ایران به واردکننده محض فولاد است. در چنین شرایطی، کشور ناچار میشد ارز محدود خود را صرف واردات یکی از حیاتیترین نهادههای صنعتی کند؛ آن هم در بازاری متأثر از تحریمها، محدودیتهای بانکی و ریسکهای ژئوپلیتیکی.
صنایع پاییندستی از جمله نورد، ساختمان، خودروسازی و لوازم خانگی یا تعطیل میشدند یا با ظرفیت حداقلی ادامه میدادند. در این میان، تضعیف فولاد خوزستان ـ بهدلیل نقش محوری در تأمین شمش ـ امنیت زنجیره فولاد کشور را مستقیماً با مخاطره مواجه میکرد.
برآوردها حاکی از آن است که در چنین سناریویی، حدود دو میلیون شغل یا معیشت دو میلیون خانواده بهطور مستقیم و غیرمستقیم در معرض تهدید قرار میگرفت. فولاد خوزستان بهعنوان یکی از بزرگترین کارفرمایان صنعتی استان خوزستان، نقشی تعیینکننده در ثبات اقتصادی و اجتماعی منطقهای دارد؛ منطقهای که خود با چالشهای ساختاری اشتغال مواجه است.
شکاف میان ظرفیت و تولید واقعی
طی دوره ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴، ظرفیت تولید فولاد ایران ۱۲۲ درصد افزایش یافته و با رشد ۲۷.۵ میلیون تنی به بیش از ۵۰ میلیون تن در سال رسیده است. ایران در این بازه، تنها کشور خارج از شرق و جنوبشرق آسیا بوده که چنین جهش قابلتوجهی را تجربه کرده است.
با این حال، نسبت تولید واقعی به ظرفیت نصبشده در کشور پایینتر از میانگین جهانی باقی مانده است. نرخ بهرهبرداری از ظرفیت فولادسازی در جهان طی پنج سال اخیر بین ۷۵ تا ۸۰ درصد بوده، اما این شاخص در ایران در سالهای ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۳ بهترتیب ۷۵.۷، ۶۶.۹، ۶۵.۷، ۶۵.۶ و ۵۹.۸ درصد ثبت شده است.
در سال ۱۴۰۳، با وجود ظرفیت ۵۰ میلیون تنی، تولید واقعی فولاد ایران تنها ۲۹.۹ میلیون تن بوده است؛ بخشی از این شکاف مستقیماً به محدودیتهای انرژی تحمیلشده بر واحدهای پیشران از جمله فولاد خوزستان بازمیگردد.
جهان چه میکند؟
در حالی که صنعت فولاد ایران با محدودیت انرژی دستوپنجه نرم میکند، بسیاری از کشورها همچنان فولاد را صنعتی مادر و راهبردی تلقی میکنند. بر اساس دادهها، سرمایهگذاری جهانی در صنعت فولاد در سال ۲۰۲۳ نسبت به سال قبل حدود ۵۶ درصد رشد داشته و حجم سرمایهگذاری در تولید فولاد و محصولات نهایی فولادی ـ بهجز ماشینآلات ـ با رشد ۵۵.۸ درصدی به ۹.۹۳ میلیارد دلار رسیده است.
این ارقام نشان میدهد جهان، حتی در شرایط بحران انرژی، فولاد را رها نکرده است.
مزیتهایی که در حال فرسایشاند
مزیتهای نسبی فولاد ایران که عمدتاً بر انرژی ارزان و دسترسی به مواد اولیه استوار بود، امروز بهشدت در معرض تهدید قرار گرفته است. نرخ گاز مصرفی صنعت فولاد در ماه پایانی سال ۱۴۰۳ نسبت به سال ۱۳۹۹، ۳۳ برابر و نرخ برق ۲۰ برابر افزایش یافته است.
این جهش هزینهای، به افزایش بهای تمامشده، کاهش حاشیه سود و تضعیف منابع توسعهای زنجیره فولاد منجر شده و برای شرکتهایی مانند فولاد خوزستان، محدود شدن ظرفیت سرمایهگذاری را بههمراه داشته است.
جمعبندی
فولاد صرفاً یک محصول صنعتی نیست؛ فولاد یعنی تولید پایدار، اشتغال گسترده، ارزآوری، صنایع پاییندستی و حضور مؤثر در بازارهای جهانی. فولاد خوزستان نمونهای روشن از پیوند صنعت، توسعه منطقهای و امنیت اقتصادی–اجتماعی کشور است؛ پیوندی که تضعیف آن، پیامدهایی فراتر از آمار دارد.
دادهها نشان میدهد محدودیتهای انرژی، این مزایا را بهتدریج کمرنگ کرده است. مسئله امروز کشور انتخاب میان «فولاد یا انرژی» نیست؛ مسئله، مدیریت هوشمند انرژی برای حفظ تولید ملی است. تداوم سیاستهای محدودکننده ممکن است در کوتاهمدت مصرف را کنترل کند، اما در بلندمدت صنعتی را فرسوده میکند که نبود آن، هزینهای بهمراتب سنگینتر از بودنش دارد.