معدن‌نیوز گزارش می‌دهد:

بازار بیدار شده است؛ چگونه تقاضا فولاد سبز را به جریان اصلی صنعت تبدیل می‌کند؟

بخش دوم

وجیهه کردبچه
بازار بیدار شده است؛ چگونه تقاضا فولاد سبز را به جریان اصلی صنعت تبدیل می‌کند؟

بازار فولاد سبز دیگر فقط با فناوری و سیاست‌گذاری پیش نمی‌رود، بلکه تقاضای واقعی از سوی خودروسازان، شرکت‌های ساختمانی و خریداران بزرگ، به یکی از مهم‌ترین محرک‌های آن تبدیل شده است. در عین حال، این گذار همچنان با موانعی جدی از جمله هزینه انرژی، نیاز به زیرساخت و ابهام در حسابداری کربن روبه‌روست.

به گزارش معدن‌نیوز، یکی از تحولاتی که بازار فولاد سبز را از یک پروژه صرفاً صنعتی به یک روند اقتصادی واقعی تبدیل کرده، تغییر رفتار مصرف‌کننده نهایی و شرکت‌های بزرگ است. در سال‌های اخیر، خودروسازان، سازندگان ماشین‌آلات، شرکت‌های ساختمانی و حتی خریداران عمومی، به‌صورت فزاینده به ردپای کربن مواد اولیه توجه کرده‌اند.

نمونه‌هایی مانند عرضه محصولات Econiq از سوی نوکور برای جنرال موتورز، برنامه‌های بی‌ام‌و برای خرید فولاد سبز، تعهدات ولوو در چارچوبSteelZero و خرید فولاد بدون سوخت فسیلی از HYBRIT توسط مرسدس‌بنز، همگی نشانه‌های روشنی از این تغییر هستند.

این سمت تقاضا از دو جهت اهمیت دارد. نخست آنکه به تولیدکنندگان فولاد علامت می‌دهد که برای سرمایه‌گذاری سنگین در فناوری‌های جدید، مشتری بالقوه وجود دارد. دوم آنکه به دولت‌ها کمک می‌کند سیاست‌های تشویقی خود را بر اساس بازار واقعی تنظیم کنند، نه صرفاً اهداف نظری اقلیمی.

در واقع، آینده فولاد سبز فقط در درون کارخانه‌های فولادسازی نوشته نمی‌شود؛ بخشی از آن در خطوط تولید خودروسازان، پروژه‌های ساختمانی و مناقصات عمومی رقم می‌خورد.

اما چرا گذار دشوار است؟

با وجود امیدواری‌های فزاینده، فولاد سبز هنوز با موانع جدی روبه‌روست.

هزینه بالای انرژی و هیدروژن سبز نخستین مانع است. تولید هیدروژن سبز در مقیاس صنعتی نیازمند حجم عظیمی از برق تجدیدپذیر ارزان و پایدار است؛ چیزی که هنوز در بسیاری از کشورها فراهم نشده است.

تغییر زیرساخت‌های موجود دومین مانع است. بخش بزرگی از ظرفیت فولاد جهان بر مبنای فناوری‌های قدیمی و سرمایه‌گذاری‌های چند دهه پیش ساخته شده است. جایگزینی یا نوسازی این ظرفیت‌ها، به سرمایه‌گذاری‌های بسیار سنگین نیاز دارد.

نیاز به سنگ‌آهن با عیار بالا نیز یک چالش مهم است. بسیاری از مسیرهای سبز، به‌ویژه DRI هیدروژنی، به مواد اولیه با کیفیت بالا نیاز دارند؛ در حالی که چنین خوراکی در همه مناطق به آسانی در دسترس نیست.

ابهام در حسابداری کربن نیز همچنان یکی از موانع اساسی است. اگر نظام‌های اندازه‌گیری، گزارش‌دهی و راستی‌آزمایی دقیق و قابل مقایسه وجود نداشته باشد، تشخیص اینکه کدام محصول واقعاً «سبز» یا «کم‌کربن» است دشوار می‌شود. به همین دلیل، استانداردسازی و نظام MRV در کنار فناوری، به پیش‌شرط‌های اصلی توسعه این بازار تبدیل شده‌اند.

آسیا-اقیانوسیه؛ قلب تپنده بازار فولاد سبز

فولاد سبز

منطقه آسیا-اقیانوسیه جایگاه مسلطی در تحولات فولاد سبز دارد. این برتری، هم به‌دلیل وزن بالای تولید فولاد در این منطقه است و هم به‌دلیل شدت تلاش دولت‌ها برای کاهش انتشار در این بخش.

هند، ژاپن، چین، کره جنوبی و استرالیا، هر یک از زاویه‌ای متفاوت به مسئله نگاه می‌کنند: یکی با اتکا به طبقه‌بندی و پایلوت، دیگری با استانداردسازی و بازارسازی، و سومی با تکیه بر مزیت معدنی و انرژی. در مجموع، منطقه آسیا-اقیانوسیه اکنون مهم‌ترین میدان رقابت برای آینده فولاد کم‌کربن است.

این نکته از آن جهت اهمیت دارد که نشان می‌دهد فولاد سبز صرفاً یک پروژه اروپایی نیست. برعکس، موتور اصلی رشد تقاضا، سرمایه‌گذاری و ظرفیت‌سازی به‌طور فزاینده‌ای در آسیا روشن شده است؛ همان منطقه‌ای که هم بزرگ‌ترین تولیدکننده و هم بزرگ‌ترین مصرف‌کننده فولاد جهان است.

این گزارش ادامه دارد و در بخش پایانی، به موقعیت ایران در مسیر فولاد کم‌کربن و سبز، سناریوهای پیش‌رو و الزامات تصمیم‌گیری برای آینده این صنعت پرداخته می‌شود.

بخش اول