معدننیوز بررسی کرد:
فولاد ایران در دوراهی آینده؛ از مزیت گازمحور تا الزام گذار به تولید کمکربن
بخش سوم
برای ایران، فولاد سبز فقط یک موضوع زیستمحیطی نیست، بلکه بهطور مستقیم با آینده صنعتی، انرژی و صادراتی کشور گره خورده است. مزیت فعلی ایران در تولید فولاد بر پایه احیای مستقیم، اگر با نوسازی، تجدیدپذیرها و آمادگی برای الزامات جدید بازار همراه نشود، ممکن است در سالهای آینده به مزیتی شکننده بدل شود.
به گزارش معدننیوز، برای ایران، موضوع فولاد سبز فقط یک بحث زیستمحیطی نیست؛ یک مسئله راهبردی صنعتی، صادراتی و انرژی است. ایران در میان تولیدکنندگان بزرگ فولاد جهان، ساختاری نسبتاً متفاوت دارد. حدود ۷۰ درصد تولید فولاد کشور بر پایه احیای مستقیم با گاز طبیعی و کوره قوس الکتریکی انجام میشود؛ مسیری که از نظر شدت کربن، از فولادسازی مبتنی بر زغالسنگ کمکربنتر است.
فشارهای بیرونی و حساسیت بازارهای صادراتی به ردپای کربن، در کنار فشارهای درونی مانند ناترازی گاز و برق، این پیام را به صنعت فولاد ایران میدهد که ادامه مسیر فعلی نمیتواند یک راهحل بلندمدت باشد. به بیان روشنتر، مزیت فعلی ایران در DRI گازی، اگر با نوسازی، تجدیدپذیرها، مدیریت کربن و آمادگی برای هیدروژن همراه نشود، ممکن است در سالهای آینده به مزیتی شکننده تبدیل شود.
سه سناریو برای ایران تا افق ۲۰۴۰
بررسی سناریوهای محتمل نشان میدهد که ایران با سه مسیر روبهروست.
سناریوی نخست، تداوم وضع موجود است؛ یعنی ادامه اتکا به DRI گازی، توسعه محدود تجدیدپذیرها و نبود تحول بنیادی در سیاست انرژی. پیامد چنین مسیری، افزایش ریسک از دست رفتن بازارهای حساس به کربن و کاهش رقابتپذیری خواهد بود.
سناریوی دوم، گذار تدریجی به فولاد کمکربن است؛ سناریویی که به نظر واقعبینانهترین و محتملترین مسیر برای ایران تا ۲۰۴۰ است. در این مسیر، نوسازی واحدهای DRI و EAF، افزایش بهرهوری انرژی، توسعه هدفمند نیروگاههای خورشیدی و بادی در مجاورت مجتمعها، آغاز پروژههای پایلوت هیدروژن و افزایش سهم قراضه در دستور کار قرار میگیرد.
سناریوی سوم، جهش به فولاد سبز رقابتپذیر است؛ مسیری بلندپروازانه که به توسعه وسیع تجدیدپذیرها، تولید صنعتی هیدروژن سبز، جایگزینی گسترده گاز طبیعی با هیدروژن، استانداردسازی کربن و جذب سرمایه و فناوری نیاز دارد. این سناریو بیشترین منفعت بلندمدت را دارد، اما نیازمند تغییرات بنیادی در سیاستگذاری، تأمین مالی و فناوری است.
واقعبینانه آن است که ایران در میانمدت بر گذار تدریجی به فولاد کمکربن تمرکز کند. این مسیر با ساختار فعلی صنعت کشور سازگارتر است و میتواند زمینه را برای عبور تدریجی به فولاد سبز واقعی در دهههای بعد فراهم کند.
در این چارچوب، چند اقدام کلیدی اهمیت دارد:
تدوین نقشه راه ملی کربنزدایی صنعت فولاد با اهداف کمی و زمانبندی روشن؛
توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر اختصاصی در کنار واحدهای فولادی؛
آغاز پروژههای پایلوت تزریق هیدروژن در واحدهای DRI موجود؛
ایجاد نظام پایش، گزارشدهی و راستیآزمایی انتشار کربن؛
افزایش بهرهوری انرژی و سهم قراضه؛
و در نهایت، حرکت به سمت استانداردسازی و گواهی کربن محصول.
مزیت ایران در این است که زیرساخت DRI از پیش وجود دارد و از منظر فنی، حرکت از DRI گازی به مسیرهای کمکربنتر میتواند نسبت به کشورهایی که عمیقاً در زنجیره کوره بلند گرفتارند، انعطافپذیرتر باشد. اما این مزیت تنها زمانی بالفعل میشود که به زبان سیاست صنعتی ترجمه شود.

آینده فولاد سبز؛ رقابتی فراتر از کارخانهها
جهان اکنون در حال نوشتن قواعد جدیدی برای یکی از سنتیترین صنایع خود است. فولاد سبز دیگر فقط یک فناوری نیست؛ یک معیار جدید برای رقابتپذیری صنعتی، دسترسی به بازار، جذب سرمایه و اعتبار اقلیمی کشورهاست.
بررسی تجربه کشورهای پیشرو نشان میدهد که هند با پایلوتهای هیدروژنی و نقشه راه ملی، ژاپن با استانداردسازی و تقویت تقاضا، و استرالیا با تبدیل مزیت منابعی به زنجیره ارزش سبز، هر یک بخشی از این آینده را نمایندگی میکنند. اروپا نیز با پروژههای پیشگامانه، مرزهای فناوری را جابهجا کرده است. پیام مشترک همه این تجربهها روشن است: کشورهایی که همزمان فناوری، بازار و سیاست را پیش ببرند، برندگان اصلی زنجیره جهانی فولاد کمکربن خواهند بود.
برای ایران نیز مسئله دقیقاً همینجاست. اگر امروز مسیر کاهش کربن در صنعت فولاد جدی گرفته شود، کشور میتواند از مزیت فعلی خود در DRI گازی، پلی به سوی فولاد کمکربن و در نهایت فولاد سبز بسازد. اما اگر این گذار به تعویق بیفتد، احتمال آن وجود دارد که مزیت امروز، در بازار فردا به یک نقطه ضعف تبدیل شود.
فولاد سبز، در نهایت فقط داستان کاهش آلایندگی نیست؛ داستان بازتعریف مزیت صنعتی در جهانی است که هر روز کربن را جدیتر میگیرد و درست به همین دلیل، قرار گرفتن کشورها در مسیر کاهش کربن و تولید فولاد سبز، نه یک انتخاب لوکس، بلکه بخشی از منطق بقا و پیشرفت در اقتصاد صنعتی آینده است.