سونامی قطعی برق در قلب صنعت
تداوم ناترازی انرژی و قطعیهای مکرر برق در واحدهای صنعتی، دیگر تنها یک چالش تولیدی نیست؛ بلکه به یک «بحران چندلایه» تبدیل شده است که علاوه بر افزایش بهای تمامشده محصولات و افت توان رقابتی بنگاهها، امنیت شغلی و معیشت نیروی کار را نیز با مخاطرات جدی روبرو کرده و چشمانداز صادراتی کشور را تیره کرده است.
به گزارش معدننیوز، فعالان و کارشناسان صنعتی بر این باورند که استمرار قطعی برق در فصول گرم و سرد سال، مانند قیچی دو لبهای عمل میکند که از یک سو هزینههای تولید را جهش میدهد و از سوی دیگر، درآمدهای ارزی و ریالی کشور را هدف قرار داده است. در ادامه، واکاوی سه محور اصلی این بحران ارائه میشود:
۱. تله «هزینههای ثابت» در سایه توقف خطوط تولید
اقتصاد صنعتی بر پایه تولید مداوم استوار است. هر ساعت توقف ناخواسته خط تولید به دلیل قطع برق، به معنای اتلاف زمان در ماشینی است که هزینه استهلاک، بیمه، حقوق کارکنان و سایر هزینههای سربار آن (هزینههای ثابت) همچنان در حال محاسبه است. نتیجه مستقیم این فرآیند، بالا رفتن بهای تمامشده هر واحد محصول است. در حالی که رقبای خارجی با تولید مستمر، هزینههای ثابت خود را سرشکن میکنند، تولیدکننده ایرانی ناچار است با ظرفیتی پایینتر از نقطه سربهسر فعالیت کند که این امر، توان رقابتی بنگاه را در بازارهای داخلی و بینالمللی به شدت تضعیف میکند.
۲. اشتغال در معرض تهدید؛ معیشت کارگران قربانی ناترازی
بخش مغفولمانده در بحران انرژی، نیروی انسانی است. وقتی خط تولید متوقف میشود، اولین قربانی «اضافهکاری» کارگران است؛ بخشی که سهم قابلتوجهی در سبد درآمدی خانوارهای کارگری دارد. کاهش ساعات کاری، بهویژه در صنایع سهشیفته که امکان شیفتبندی منعطف ندارند، منجر به افت شدید درآمد ماهانه کارگران شده است. ادامه این روند، علاوه بر کاهش انگیزه و بهرهوری، خطر خروج نیروهای متخصص و باتجربه از چرخه صنعت را به همراه دارد که بازسازی آن در بلندمدت بسیار هزینهبر خواهد بود.
۳. افت صادرات و فرسایش بازارهای بینالمللی
تأثیر قطعی برق در سطح کلان، خود را در تراز تجاری نشان میدهد. تولیدکنندهای که به دلیل کمبود انرژی نمیتواند به تعهدات خود در قبال مشتریان خارجی عمل کند، به راحتی بازار صادراتی خود را به رقبای منطقهای واگذار میکند. کاهش صادرات یعنی کاهش ورودی ارز به کشور و تضعیف توان تأمین مواد اولیه؛ چرخهای معیوب که اگر با تدبیر فوری مدیریت نشود، میتواند به توقف بلندمدت بسیاری از واحدهای صنعتی صادراتمحور منجر شود.
قطعیهای مکرر برق نه یک «توقف موقت»، بلکه عاملی است که ساختار هزینهای صنعت ایران را دستخوش تغییر کرده است. عبور از این بحران، نیازمند تغییر پارادایم در مدیریت انرژی است؛ به گونهای که صنایع پیشران و ارزآور، با مدلهای تضمینشده تأمین انرژی (مانند احداث نیروگاههای اختصاصی) از گردونه آسیبهای ناترازی شبکه سراسری خارج شوند.